رابطه ابعاد كمال گرايي(خودمدار، جامعه مدار و ديگر مدار)، جهت گيري هدف يادگيري و خودكارآمدي هيجاني با اقدام به رشد فردي در دانشجويان
عنوان به انگليسي
The relationship between dimensions of perfectionism (self-centered, community-centered, and other-centered), learning goal orientation, and emotional self-efficacy with personal growth efforts in university students
استاد راهنما
درخشاننوشين
چكيده
تحقيق حاضر با هدف تعيين رابطه ابعاد كمال گرايي(خودمدار، جامعه مدار و ديگر مدار)، جهت گيري هدف يادگيري و خودكارآمدي هيجاني با اقدام به رشد فردي انجام گرفت. روش تحقيق توصيفي از نوع همبستگي بود. جامعه آماري تحقيق شامل كليه دانشجويان دانشگاه پيام نور مركز ميانه بود و حجم نمونه 322 نفر بر اساس جدول مورگان و گرجسي تعيين و بهروش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه هاي اقدام به رشد فردي(روبيتشك، 1998)، كمال گرايي چندبعدي كمال گرايي تهران (بشارت، 1386)، جهتگيري هدف پيشرفت ميدگلي و همكاران (1998) و خودكارآمدي تنظيم هيجاني كاپرارا و همكاران (2008) پاسخ دادند. تجزيه و تحليل داده ها بهوسيله ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون چندگانه بهروش گام به گام انجام گرفت. يافته هاي تحقيق نشان داد كه ابعاد كمال گرايي(خودمدار، جامعه مدار و ديگر مدار) با اقدام به رشد فردي رابطه منفي معني دار دارد اما جهت گيري هدف يادگيري و خودكارآمدي هيجاني با اقدام به رشد فردي رابطه مثبت معني داري دارد. همچنين تحليل رگرسيون نشان داد كه اقدام به رشد فردي بر اساس كمال گرايي خود مدار، جهت گيري هدف يادگيري و مولفه خودكارآمدي در ابراز عواطف مثبت قابل پيش بيني است. با توجه به نتايج تحقيق با بهبود متغيرهاي كمال گرايي ، جهت گيري هدف يادگيري و خودكارآمدي تنظيم هيجاني مي توان اقدام به رشد فردي را در دانشجويان تقويت نمود.