چكيده
در اين تحقيق كوشش شده است براي شناخت زواياي پنهان ذهن و دل شاعر و همچنين كشف بخشي ازحقايق مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران به بررسي و تحليل ساختاري سي قصيده از انوري پرداخته شود. مطالعه و بررسي اين ويژگيها نشان مي دهد كه انوري به تمام موازين عروض و قافيه، واقف است. به سرقت نكردن از شاعران پيشين يا همروزگار خود افتخار ميكندو تضمين از شاعران بزرگ را فقط به دليل احياي سنت بزرگان روا ميداند. در عينحال، سعي او بر آن است كه از همۀ ظرفيتهاي موجود فرهنگي، كمال بهره را ببرد. استعاره مكنيه و انواع آن از لحاظ تعداد و شكل كاربرد در قصايد انوري جايگاه خاصي دارد. انوري استعارة كنايي را از لحاظ شكل به دو صورت اضافي و غيراضافي به كار برده است و نيز تشخيص به عنوان يكي از انواع استعاره مكنيه در ديوان وي بسيار به كار رفته است. مدار تشخيص براساس انسان است و در نتيجهگيري از انواع استعاره كنايي متوجه ميشويم كه اين نوع از صورخيال در حركت و حيات بخشيدن به شعر مؤثر است و باعث حركت و پويايي كلام شاعر شده است. در زمينة تقسيمبندي استعاره مكنيه (انسانگرايي و جاندارگرايي) بايد به اين اساس هم اشاره نمود كه در سبك ادبي و دنياي ادبيات و ذهن شاعر همه چيز در حركت و جنب و جوش است و اين نكته در پويايي زبان شاعر تاثيرگذار است.