چكيده
زبان مهمترين ابزار ارتباطي و نشان دهندۀ تفكرات و ذهنيات بشر است كه پيوند مستقيمي با جامعه شناسي دارد. يكي از مسائل مهم در جامعه شناسي مسألۀ جنسيت است. پژوهشگران پيوند ميان زبان و جنسيت را كشف كردهاند و بر آن باورند كه ميان زبان زنانه و مردانه با توجه به فرودست و فرادست بودن آنها در اجتماع تفاوتهايي وجود دارد.اينكه زن در دنياي واقعي جامعهي ايراني و جمعيت جامعهي ما و تربيت دهندگان نسل فرداي ما تأثيري ندارد بر كسي پوشيده نيست.شناخت آثار ادبي هر جامعه به عنوان آينهي فرهنگ و شرايط زندگي اجتماعي آن جامعه ميتواند منجر به شناخت و درك درستي از آن جامعه شود.
هدف اصلي پژوهش ، مقايسه سنت نوشتاري زنانه در داستانهاي روح انگيز شريفيان با تكيه بر سه رمان چه كسي باور ميكند رستم ، كارت پستال روزي كه هزار بار عاشق شدم و در آثار فهيمه رحيمي با تكيه بر پنج رمان پنجره»، «شيدايي»، «ماندانا»، پاييز را فراموش كن و بازگشت به خوشبختي ميباشد. با توجه به ماهيت تحقيق حاضر كه پژوهش توصيفي تحليلي و تحليل محتوا » مي باشد. ابتدا به بررسي شخصيتهاي داستاني پرداخته و سپس سنت نوشتاري زنانه را در داستانهاي روح انگيز شريفيان و فهميه رحيمي بررسي ميكند نتايج پژوهش نشان از آن دارد كه روح انگيز شريفيان در داستانهاي خود به احساسات زنانه از بين رفتن قداست مردان اعتقاد و باور به وجود سرنوشت و تقدير و تسليم و سازش در برابر آن آموزش و يادگيري بروز انديشههاي پسامدرن بيتوجهي و عدم درك متقابل تقابل زنانگي سنتي و مدرن تنهايي زنان در داستان جست وجوي هويت و مليت خويش، حس نوستالوژي حسرت گذشته را خوردن و نسبت به گذشته خويش پاي بند بودن خيانت مرد به زن درخواست كار و استقلال مالي سرگرداني و آوارگي روحي و دروني زنان عشق فرزندان و دلبستگيهاي به آنان نبود آزادي در زندگي سنت گرا نمود نگرشهاي فمينيسم پسامدرن در متن، وطن دوستي ، هنر و علايق زنانه و فهميه رحيمي چند همسري، حضور در جامعه و زندگي روزمره خشونت جنسي عليه زنان، دغدغهها و مشكلات زنان زنانگي در عشق شك و ترديد عشق ورزيدن فرهنگ مطالعه، فساد اخلاقي، فقر و بيكاري مبارزه با بي عدالتي مرگ انديشي معماري مقابله با جامعهي مرد سالار، نوميدي و تنهايي زنان از مهمترين مشخصه هاي داستانهاي آثار رحيمي است كه مورد بررسي قرار گرفته است.