-
شماره راهنما
4597پ
-
پديد آورنده
اواني ، فاطمه
-
عنوان
تحليل و نقد تطبيقي مهمترين مطلوب هاي روانشناختي در نگاه جلال الدين محمد مولوي و نيكوس كازانتزاكيس
-
عنوان به انگليسي
Comparative analysis and criticism of the most important psychological ideals in the eyes of Jalaluddin Mohammad Molavi and Nikos Kazantzakis
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي
-
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تحصيلا ت تكميلي تهران
-
سال تحصيل
1401
-
تاريخ دفاع
1401/10/27
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
250ص.
-
استاد راهنما
گرجي ، مصطفي
-
استاد مشاور
درودگريان ، فرهاد - ميرزايي ، پدرام
-
كتابنامه
225-232
-
توصيفگر فارسي
مطلوب هاي بشري ، مولانا ، كازانتزاكيس ، شادي ، اميد ، رضايت باطن ، آرامش
-
توصيفگر لاتين
human desires, Rumi, Kazantzakis, happiness, hope, inner satisfaction, peace
-
چكيده
شناخت مطلوبهاي بشري به فرد كمك ميكند تا، بهجاي نزاع بر سر مطلوبهاي اجتماعي فردي و جمعي، به دنبال كسب مطلوبهاي اخلاقي و روانشناختي باشد، تا زندگي معناداري داشته، به مطلوبهاي ذاتي خود از جمله آرامش، شادي و شادكامي، رضايت از زندگي و اميد برسد. مثبت گرايي مفهومي است كه توجه ويژه اي را در روان شناسي و نيز در دين به خود جلب كرده است. روان شناسي در ابتداي ظهور خود بيشتر توجه خود را معطوف به نقاط منفي وجود انسان مانند درمان بيماريها و آسيبهاي رواني مي كرد اما اخيرا رويكرد روانشناسي مثبت نگر كه يكي از رويكردهاي نو ظهور در مكتب روان شناسي است، برخلاف روانشناسي قديمي به جاي تأكيد بر بيماريها و آسيبها تمركز خود را روي خصايص و توانمنديهاي مثبت انسان از قبيل شادكامي، اميد، خوشبيني، بهزيستي و ديگر ابعاد وجود انسان معطوف داشته است. بنابراين هدف از اين پژوهش پاسخ به اين پرسش است كه مطلوبهاي بشري از ديدگاه مولانا و كازنتزاكيس چه جايگاهي دارد و مؤلفههاي آرامش، شادي، رضايت باطن و اميد در نگاه اين دو، با نظريهي روانشناسي مثبتگرا اشتراك و افتراقاتي دارد. مولوي ازجمله متفكراني است كه تأكيد فراواني بر « مثبتگرايي» دارد و البته پيشتر در قالب پژوهشهاي متعدد به اين جنبه از ساحت گفتاري مولوي پرداختهشده است. از سويي ديگر، يكي از متفكران معاصر در حوزه عرفان و فلسفه غرب كه در زمينههاي معرفتي، شباهت فراواني با انديشه مولوي بهويژه در مقوله «مثبت گرا» دارد؛ «نيكوس كازانتزاكيس» است كه در اين رساله به بررسي متغيرهاي مثبتگرايي در آثار مولوي و كازانتزاكيس با روش تحليلي - توصيفي پرداخته شده است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد شباهتهاي زيادي در انديشه مولوي و كازانتزاكيس باوجود تفاوتهاي فكري و گفتماني وجود دارد؛ در نظرگاه اين دو متفكرِ فرزانه، طلب و كشف حقيقت و كسب رضايت براي رسيدن به شادي انفسي و دروني است كه بر كمال طلبي و بندگي انسان در برابر معبودش دلالت دارد و آرامش و شادي حقيقي در او به وجود ميآيد.
-
تاريخ نمايه سازي
1403/11/14
-
شماره ركورد
77280
-
لينک به اين مدرک :