-
شماره راهنما
PHD 208
-
پديد آورنده
حميد لطفي
-
عنوان
تاثير متغيرهاي شناختي - اجتماعي بر سوگيري استدلال درموقعيت آزمايشي
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
روانشناسي عمومي
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1392
-
تاريخ دفاع
11/09/1392
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
استاد راهنما
حسين زارع
-
استاد مشاور
مشاور اول محمود ايرواني - مشاور دوم يوسف كريمي
-
چكيده
دربارۀ تأثير برخي متغيرهاي شناختي بر استدلال پژوهشهايي انجام شده، اما بررسي تأثير همزمان متغيرهاي شناختي- اجتماعي بر سوگيري گونه هاي مختلف استدلال، مقايسۀ تفكر در زندگي روزمره و محيط آزمايشگاهي، تعيين سطح تسهيل كنندگي، بازدارندگي و كيفيت مواجهۀ افراد با مسائل استدلالي از اهميت زيادي برخوردار است. به اين منظور موضوع «تأثير متغيرهاي شناختي- اجتماعي بر سوگيري استدلال در موقعيت آزمايشي» در دستور كار پژوهش قرار گرفت. جهت نيل به اين اهداف، از جامعۀ دانشجويان دورۀ كارشناسي دانشگاه در رشته هاي مختلف، ابتدا 65 نفر آزمودني با روش خوشه اي، تصادفي نظامدار و طبقه اي(30 نفر زن و 35 نفر مرد) انتخاب و سپس به ترتيب تصادفي در معرض اجراي برگۀ شناسايي، آزمون سلامت عمومي، آزمون هوش و 5 مقياس مرتبط با 5 موقعيت آزمايشي قرار گرفتند. سپس داده هاي مربوط به 11 نفر زن و24 نفر مرد به دليل حذف متغيرهاي مزاحم سن، رغبت مشاركت، هوش، سلامت عمومي، جراحي و صدمات جسمي و نقايص اجرا از چرخۀ محاسبات حذف و در نهايت داده هاي 30 نفر (19 زن و 11 مرد) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. همچنين در يك مطالعۀ مستقل، 69 نفر (44 نفر زن و 23 نفر مرد) - كه داده هاي 2 نفر از آنها در محاسبات حذف شد- به نسبت تقريبي دو جنس در دانشگاه و به شيوۀ تصادفي نظامدار، براي برآورد اعتبار و پايايي آزمون استدلال محقق ساخته انتخاب شده اند. محاسبات نشان داد كه آزمون از اعتبار سازه (528/0=r )، همساني دروني(73/0) و ضريب آلفاي كرونباخ (737/0) مناسب و مقبولي برخوردار است. داده هاي به دست آمده از طرح اندازهگيري مكرر در اين پژوهش، به دليل عدم همساني سطح دشواري سوالات، عدم حضور پيوستگي بين نمرات و وجود رتبه هاي مشترك با روشهاي آماري غيرپارامتريك، از جمله روش آماري ويلكاكسون، تحليل واريانس فريدمن و آزمون كوكران مورد محاسبه و آزمون قرار گرفت. يافته ها نشان داد كه 1) فشار گروهي واقعي بر سوگيري استدلال تأثير معناداري دارد و اين تأثير بيشتر از تمامي متغيرهاي شناختي حتي نوع بازدارندۀ آنها بوده است (458/3- = z ، 29/2 = 01/0α). 2) عملكرد آزمودنيها در 5 موقعيت استدلال نمادي، استدلال غير نمادي، نفوذ اجتماعي ، بازدارنده و تسهيل كننده متفاوت است(57/21 chi- squre= و 30 N= و 4 df= و 01/0α(. 3) ميزان بازدارندگي متغيرهاي بازدارنده از يكديگر متفاوت است. به عبارت ديگر،ارزش بازدارندگي هر ماده سوال با سوالات ديگر بازدارنده همسان نيست(30 N= و 107/80Q= و 01/0α و) ميزان تسهيل كنندگي متغيرهاي تسهيل كننده از يكديگر متفاوت است به عبارت ديگر، ارزش تسهيل كنندگي هر ماده سوال با سوالات ديگرتسهيل كننده همسان نيست(30 N= و 11/115Q= و 01/0α و 11 df= (. 5) عملكرد آزمودنيها در مواد مختلف استدلال نمادي و غير نمادي، كه گونه هاي مختلفي از استدلال را در بر ميگيرد متفاوت است(نمادي 30 N= و 02/79Q= و 01/0α و 11 df= و غير نمادي 30 N= و 968/125Q= و 01/0α و 11 df= (.6) بين دو نوع تعقل نوع 1 و 2 تفاوت معناداري وجود ندارد(30 N= و 941/0Z= و 347/0 = 01/0α). 7)در مجموع عملكرد آزمودنيها در حضور متغيرهاي شناختي تسهيل كننده بهتر از عملكرد آنها در حضور متغيرهاي شناختي بازدارنده است(30 N= و 50/2- Z= و29/2 = 01/0α ). اين يافتهها با توجه به پيشينۀ پژوهش، اهميت تأثيرات چندسويه بر بروندادهاي شناختي، مشكلات سنجش استدلال در پژوهشهاي گذشته، اهميت فشار گروهي ، همساني كاركرد تعقل در موقعيتهاي مختلف و محدوديتهاي شناخت آدمي تفسير شده است.كليد واژه: نفوذ اجتماعي، استدلال نمادي، استدلال غير نمادي، متغيرهاي شناختي بازدارنده متغيرهاي شناختي تسهيل كننده.
-
شماره ركورد
7596
-
لينک به اين مدرک :