چكيده
چكيده
نظريه استعاره مفهومي را كه «نظريه ي استعاره معاصر» نيز شهرت دارد، اولين بار ليكاف و جانسون (1980) معرفي و تبيين كرده اند و به سرعت در مطالعات معني شناختي بدان توجه كرده اند. استعاره¬هاي مفهومي نقش مهمي در نظام شناختي بشر دارند و استعارۀ شناختي، چارچوبي براي انديشه است و صرفاَ موضوعي زباني نيست بلكه موضوعي است مرتبط با انديشه و خرد. هدف از پژوهش حاضر، بررسي استعاره مفهومي و انواع آن يعني، «استعاره هاي جهتي»، «استعاره هاي ساختاري» و «استعاره هاي هستي شناختي» در غزليات سرّي قايني و شوريده شيرازي بعنوان دو شاعر نابينا مي¬باشد. صد بيت به صورت تصادفي از غزليات سرّي قايني و سپس صد بيت از غزليات شوريده شيرازي بصورت هدفمند بدين معنا كه از نظر محتوايي تا حد امكان با غزليات سري همگن باشد، به عنوان جامعه آماري مورد نظر در اين تحقيق انتخاب شده است و تحليل داده¬ها نيز بر همين مبنا صورت گرفته است. در نتيجه پژوهش حاضر، مي¬تواند مقدمه¬ايبراي انجام پژوهش¬هايبيشتر و بررسي انواع استعاره¬هاي مفهومي در ديگر قالب ها باشد. بررسي داده ها نشان مي دهد كه بيشترين مفاهيم انتزاعي به كار رفته در اشعار اين دو شاعر نابينا، شئ، عشق، بيماري، آتش، انسان(جاندارپنداري)، غذا، ظرف و زمان هستند. از ميان انواع استعاره هاي مفهومي در اين پژوهش، استعاره هاي هستي شناختي در شعر اين دو شاعر نابينا نسبت به دو نوع ساختاري و جهتي از فراواني بيشتري برخوردار است و بازنمايي حسي بينايي و بينايي-شنوايي در شعر اين دو شاعر با اينكه از نعمت بينايي محروم هستند نسبت به ديگر حواس بسامد بيشتري به خود اختصاص داده است و سرّي قايني چون ازابتداي تولد از نعمت بينايي محروم بوده است در شعر خود از تشبيهات ساده تري براي بيان منظور خويش استفاده كرده است و از آنجا كه شوريده شيرازي تا سن هفت سالگي از نعمت بينايي برخوردار بوده است تشبيهات گسترده تر و متفاوت تري در شعرش ديده مي شود.
كليدواژه¬ها: زبان¬شناسي شناختي، معنا¬شناسي شناختي، استعاره¬ي مفهومي، شعر، سرّي قايني، شوريده شيرازي