چكيده
تاريخ بيهقي با ويژگيهاي خاص خود از معدود آثار اين سرزمين است كه درزمينهﺀ ادبيات و تاريخ ايران نوشتهشده است تا ما را با تاريخ هزار سال قبل پيوند دهد و از طرفي گستردگي وسيع شعر فارسي نشاندهنده اين موضوع است كه ادبيات و مخصوصاً شعر علاوه بر مفاهيم عارفانه و عاشقانه ميتواند مفاهيم تاريخي و اجتماعي را نيز نشان دهد. پژوهش حاضر با عنوان بررسي تطبيقي شخصيت سلطان محمود غزنوي در روايات ابوالفضل بيهقي و فرخي سيستاني انجام گرفته است و نوع نگرش دو شخصيت تأثيرگذار در حوزه نظم و نثر در خصوص يك شخصيت تاريخي ميتواند ابعاد و زواياي مختلف رفتار و كردار فرد مذكور را براي مخاطبان روشن كند. در اين پژوهش از روش كتابخانهاي استفاده شده است. از اين شخصيت نامدار دو چهره كاملا متفاوت و متناقض و درحد افراط و تفريط در تاريخ و ادبيات زبان فارسي منعكس شده است. در اشعار فرخي سيستاني، او در سلك اولياء قرار مي گيرد و حتي قواي اعجاز انگيز معجزه و كرامت برايش قايل مي شود اما بيهقي با تحليل روان شناسانه ي خود سجايا و رذائل اخلاقي سلطان محمود و درباريان را در لابلاي حكايت هاي تاريخي به تصوير كشيده است و به دليل ارتباط او با سلطان، الفاظي نرم و احترام آميز براي معرفي آنان به كار مي برد. او به مسائل اخلاقي و سياسي توجه خاصي داشت و دقت او در صحت ويژگي اشخاص ستودني است. بيهقي در بيان ويژگي هاي ناپسند به صراحت سخن نمي گويد، بلكه آنان را وادار مي كند تا در خلال حوادث، شخصيت واقعي خود را نشان دهند بنابراين بيهقي با بهره گيري از قدرت نويسندگي بي مانندش در توصيف وقايع تاريخي و اقدامات نظامي همه ي جوانب را پيش چشم خواننده مجسم كند و سبك نويسندگي او باعث شده است تا در كلام او موسيقي پر تأثيري احساس شود و اين ويژگي بر اهميت تاريخ بيهقي مي افزايد.
كلمات كليدي: تاريخ بيهقي، فرخي سيستاني، سلطان محمود غزنوي، ابوالفضل بيهقي