-
شماره راهنما
4510پ
-
پديد آورنده
خسروي بيژائم ، عباس
-
عنوان
مباني معرفتشناسي ديني سهروردي با نظر به معرفتشناسي فضيلت گراي معاصر
-
عنوان به انگليسي
The Foundations of Religious Epistemology from Suhrawardi's Point of View with Regard to Contemporary Virtuous Epistemology
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي
-
رشته تحصيلي
كلام - فلسفه دين
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تحصيلات تكميلي تهران
-
سال تحصيل
1401
-
تاريخ دفاع
1401/04/21
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
196ص.
-
استاد راهنما
سعيدي مهر ، محمد
-
استاد مشاور
علم الهدي ، سيد علي - خدري ، غلامحسين
-
كتابنامه
174-186
-
توصيفگر فارسي
سهروردي، زگزبسكي، حكمت، عاطفه ي ستايش، معرفت شناسي ديني، عقلانيت باور ديني
-
توصيفگر لاتين
Suhrawardi, Zagzebski, Wisdom, The Emotion of Admiration, Religious Epistemology, Rationality of Religious belief
-
چكيده
معرفت شناسي يكي از بغرنجترين مسائل فلسفه دين است. از مهم ترين مسايل معرفت شناسي مساله توجيه باور و فرايند تبديل باور به معرفت است. معمولاً معرفت را باور صادق موجه مي دانند. درون گرايان كه شامل مبناگرايان و انسجام گرايان مي شود بر دليل بالفعل و در دسترس فاعل شناسا تاكيد دارند. هسته مركزي باور را باورهاي گزاره اي مي دانند. در برابر اينها برون گرايان كه شامل اعتماد گرايان و فضيلت گراياني همانند سوسا مي شود در ارزيابي باور گزاره اي بر عوامل غير معرفتي – همانند فرآيند و قواي معرفت آفرين- معرفت بخش تاكيد دارند. در اين دو رويكرد محور ارزيابي باور، همان باور گزاره اي است. خانم ليندا زگزبسكي در بررسي انتقادي همه اينگونه هاي معرفت شناسي و با عطف توجه به فضايل اخلاقي قلمرو باورها را از گزاره به باورهاي ناگزاره اي و به جاي ارزيابي معرفتي باور به ارزيابي معرفتي فاعل شناساي بهره مند از فضايل عقلاني گسترش، داده و با ارائه ي نظريه ي فضيلت ناب در تلاش است تا راه برون شدي از چالش هاي فرا روي معرفت شناسان بجويد. وي با بهره گيري از مباني نظري برآمده از فلسفه ي اخلاق، فلسفه ذهن و معرفت شناسي و با تكيه بر فضايل عقلاني بويژه حكمت/فرزانگي به ارزيابي معرفتي فاعل شناساي داراي فضايل عقلاني روي كرده است. هدف اين پژوهش آن است كه ضمن گزارش ويژگي ها، اصول و اركان اين نظريه به خوانش فضيلت گرايانه از معرفت شناسي اشراقي سهروردي بپردازد. روش پژوهش توصيفي-تحليلي است. ضمن گزارش توصيفي از نظريه ي زگزبسكي به تحليل آن پرداخته، آنگاه با نگاه به اين نظريه ديدگاه سهروردي در معرفت شناسي را توصيف كرده و به مقايسه ي آن دو دست زده و همانندي ها و هم پوشاني آن دو را بيان كرده و تفاوت هاي آنها را برشمرده است. مسايل سه گانه ي اين پژوهش 1) تبيين ويژگي هاي معرفت شناسي فضيلت ناب و 2) خوانش فضيلت گرايانه از ديدگاه سهروردي و 3)بيان انسجام دروني اين دو ديدگاه به مثابه يك نظام معرفت شناسي و كاربست آن در معرفت شناسي ديني اين دو دانشمند است. هر دو دلايل فيلسوفان، متالهان و متكلمان را در قلمرو معقول سازي باورهاي ديني نارسا دانسته و با تكيه بر الگوگيري از فرزانگان كه ريشه در اعتماد معرفتي به خود و اعتماد معرفتي به ديگري دارد و آراسته شدن به فضايل عقلاني انجمن هاي معرفتي و تشببه به خدا(يان) و دلايل متاملانه (اول شخص) نقش الگو ها در معرفت يابي و آنگاه دلايل نظري (سوم شخص) با بهره مندي از عقل نظري و عقل عملي در پي عقلاني سازي باورهاي ديني هستند. يكي از نكات برجسته ي اين دو ديدگاه تاكيد بر اراده گرايي و عواطف ديني (همانند ستايش، تعظيم و تكريم) در فرآيند عقلاني سازي باورهاي ديني است. عشق به خدا نزد هر دو به عنوان پايه و اساس هرگونه اعتماد و آداب و مراسم ديني است. اين عشق ريشه در عاطفه ستايش (تحسين) دارد كه عشق به جست و جوي حقيقت را نيز در بر مي¬گيرد.
-
تاريخ نمايه سازي
1403/05/27
-
شماره ركورد
75717
-
لينک به اين مدرک :