هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسي تاثير تمرين اختياري روي چرخ دوار به همراه داروي كتامين، متعاقب استرس مادري بر رفتارهاي مرتبط با افسردگي و سطح اينترفرون گاما در مغز فرزندان موش هاي NMRI بود.
روششناسي پژوهش: موش هاي ماده و نر نژاد NMRI با سن تقريبي 80-90 روز و وزن 25-22 گرم در موسسه اختلالات شناختي و رفتاري سالاري در شرايط نوري 12 ساعت روشنايي و 12 ساعت تاريكي و دماي 1±23 درجه سانتيگراد نگهداري و آب وغذاي كافي در اختيار آنها قرار داده شد. پس از دو هفته سازگاري با محيط، هر حيوان ماده و نر به منظور جفت گيري درون يك قفس قرار داده مي شوند، سپس صبح روز بعد پلاك واژينال به عنوان شاخص بارداري چك شد. در صورت وجود پلاك واژاينال روز اول بارداري در نظر گرفته و حيوان به قفس جدا منتقل و در آن تا زمان بدنيا آمدن فرزندان نگهداري شدند. پس از بدنيا آمدن فرزندان، به منظور القا عفونت در كودكان، در روز سوم و پنجم پس از تولد حيوانات از مادر به مدت 15 روز، جهت دريافت يك دوز 50 ميكروگرم بر كيلوگرم ليپوپلي ساكاريد (Lipopolysaccharide) باكتري اشريشيا كلي (Escherichia coli) جدا و يه يك قفس ديگر منتقل شدند. تزريقات به صورت زير پوستي انجام شد. يك گروه هم حلال ليپوپلي ساكاريد (سالين 09/0 درصد) را دريافت كرد. سپس حيوانات به قفس مادر منتقل شدند. در سن 21 روزگي فرزندان نر از مادر جدا و درون گروه هاي 5 تايي به صورت تصادفي در هر قفس مجزا نگهداري مي شوند. در روز 28 پس از تولد (يك هفته پس از جداسازي از مادر)، حيوانات در سن نوجواني به 5 گروه 10 تايي به شرح زير تقسيم مي شوند:گروه Control، گروه Stress، گروه Stress + Ex، گروه Stress + Ketamine و گروه Stress + Ketamine+ Ex. فرزندان از سن 28 تا 84 روزگي به مدت 8 هفته تحت مواجهه با چرخ دوار قرار گرفتند. درون هر قفس دو چرخ دوار (قطر 12 سانتي متر) جهت انجام ورزش بصورت اختياري توسط موش ها قرار داده مي شود. در تمام طول شبانه روز حيوانات دسترسي آزاد به چرخ هاي دوار داشتند. هر هفته قفس حيوانات تميز و چرخ دوار تميز جايگزين شد. ميزان قعاليت اختياري توسط چرخ دوار توسط سنسورهاي الكترونيكي ثبت مي شدند. فرزندان از سن 35 تا49 روزگي روزانه دو بار كتامين 5 ميلي گرم بر كيلوگرم بصورت صفاقي دريافت كردند. كتامين درون سالين حل شد. تمام تزريقات در ساعت 9 صبح تا 6 بعدازظهر انجام مي شود. به منظور سنجش افسردگي حيوانات از تست تعليق دم استفاده شد. مدت زماني كه حيوانات بدون حركت مي ماندند به عنوان شاخص افسردگي در نظر گرفته شد. هر چقدر زمان تست كمتر بود ميزان افسردگي نيز به همان اندازه كمتر است. پس از تكميل تست¬هاي رفتاري، موش¬ها توسط كتامين (50 mg/kg) و زايلازين (5 mg/kg) بيهوشي عميق داده شدند سپس عمل پرفيوژن به منظور خارج سازي خون از مغز صورت گرفته و پس از آن حيوان مي¬ميرد، سپس مغز استخراج نواحي هيپوكامپ و پرفرونتال جداسازي مي شدند. سپس در -80 درجه سانتيگراد نگهداري شد. مجموع پروتئين موجود با استفاده از كيت Bicinchoninic Acid شركت زيگما سنجش مي شود. در مرحله آخر، مايع جمع آوري شده براي سنجش سطح اينترفرون گاما بر اساس روش كار موجود در كيت شركت (Abcam) با استفاده از تكنيك الايزا مورد استفاده قرار مي گيرد. پس از بررسي نرمال بودن توزيع داده¬ها از طريق آزمون شاپيرو-ويلك، بررسي تفاوت ميانگين گروه¬ها از روش آماري آناليز واريانس يك طرفه با آزمون تعقيبي توكي استفاده شد. كليه آزمون-هاي آماري در سطح معني¬داري 05/0 > P و توسط نرم¬افزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
يافته¬ها: تمرين اختياري روي چرخ دوار و داروي كتامين متعاقب استرس مادري بر رفتارهاي مرتبط با افسردگي در مغز فرزندان موش¬هاي NMRI تاثير معناداري دارد. ميانگين زمان گروه Stress در مقايسه با ساير گروه ها بيشترين زمان و گروه Stress + Ketamine+ Ex كمترين زمان بي حركتي را در تست TST داشتند (05/0>p). تمرين اختياري روي چرخ دوار و داروي كتامين متعاقب استرس مادري بر سطح اينترفرون گاما در هيپوكامپ فرزندان موش هاي NMRI تاثير معناداري دارد (05/0>p). ميانگين تغييرات در گروه Stress در مقايسه با ساير گروه ها بالاترين مقدار داشت. تمرين اختياري روي چرخ دوار و داروي كتامين متعاقب استرس مادري بر سطح اينترفرون گاما در پري فرونتال فرزندان موش هاي NMRI تاثير معناداري ندارد (05/0
شماره ركورد
75670
لينک به اين مدرک :