چكيده
بانكداري الكترونيك نوع خاصي از بانكداري است كه جهت ارائه خدمات به مشتريان خود از يك محيط الكترونيكي مانند اينترنت استفاده مي¬كند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ارائه خدمات بانكداري الكترونيكي و ابزارهاي پرداخت الكترونيكي رشدي چشمگير را تجربه نمود. از اين رو، در مطالعه حاضر با استفاده از دادههاي فصلي در دامنه زماني 1391-1381 به تخمين تابع تقاضاي پول پرداخته شده است و تأثير حجم تراكنش¬ها از طريق پايانه¬هاي فروشگاهي و خودپردازها به عنوان نماد بانكداري الكترونيك بر تقاضاي پول سنجيده شده است. در اين مطالعه از سه روش راهگزيني ماركوف، الگوي خود توضيحبرداري با وقفههاي گسترده (ARDL) و تصحيح خطاي برداري (VECM) استفاده شده است.در روش راهگزيني ماركوف، تقاضاي پول با شمول متغيرهاي نرخ بهره و توليد ناخالص داخلي انتخاب شده است. نتايج تحقيق حاكي از معنيدار بودن متغيرهاي مذكور در تابع تقاضاي پول است. به علاوه، تابع تقاضاي پول از يك فرم غير خطي و يك مدل دو رژيمه تبعيت نموده است. در ادامه به كمك روشARDL نيز وجود رابطه بلندمدت و كوتاه¬مدت بين متغيرها برازش شده است. نتايج به دست آمده از آزمون CUSUM و CUSUMQ حاكي از وجود بي¬ثباتي در اين تابع ميباشد. لازم به توضيح است، به دليل ايرادات وارد شده به آزمونهاي مرسوم ثبات توابع به روش غيرOLS، در اين مطالعه برازش رابطه بلندمدت تقاضاي پول با استفاده از الگوي تصحيح خطاي برداري (VECM) و تعديل و اصلاح شيوه محاسبه پسماندها در آزمون CUSUMمورد توجه قرار گرفته است؛ كه نتايج حاكي از وجود ثبات در تابع تقاضاي پول به هنگام ورود متغير بانكداري الكترونيكي ميباشد و استفاده از اين مدل براي برآورد تابع تقاضاي پول به وضوح بر ساير مدلهاي مورد بررسي مرجح است. بنابراين توجه به ابزارهاي نوين بانكداري الكترونيكي به عنوان يكي از مولفههاي تاثيرگذار، در برآورد تابع تقاضاي پول و اعمال سياستهاي پولي از سوي سياستگزاران بيش از پيش ضروري به نظر ميرسد. واژه¬هاي كليدي: مدل راهگزيني ماركوف، ARDL ، تصحيح خطاي برداري، بانكداري الكترونيك و ثبات تقاضاي پول.