چكيده
چكيده:
طلاق عاطفي به وضعيتي اشاره دارد كه در آن زن و شوهر هماهنگي در ادراك عاطفي و احساسات دروني در حوزه آرامش بخشي را از دست ميدهند هر چند به لحاظ فيزيكي در كنار هم قرار دارند. اين نوع طلاق بيشتر بر اساس عدم توافق و انسجام در روابط عاطفي و احساسي بين زوجين است تا به دليل مشكلات عملي و قانوني. طلاق عاطفي ميتواند پيامدهايي متنوع داشته باشد. برخي از اين پيامدها شامل آسيب به روابط خانوادگي، تأثير بر روابط فرزندان، تأثير بر سلامت عمومي، تأثير بر مالي، تأثير بر زندگي روزمره كه شامل تغيير محل زندگي، تغيير در مسئوليتهاي خانه و كودكان، و ايجاد نياز به ايجاد روابط جديد با ديگران است. مهم است بدانيد كه پيامدهاي طلاق عاطفي براي هر زوج و خانواده ممكن است متفاوت باشند و بسته به شرايط و عوامل مختلف، ميتواند متفاوت باشد. با توجه به افزايش طلاق در خانواده ها پرداختن به اين معضل بزرگ اجتماعي و ارائه راهكارهايي براي پيشگيري از آن از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. هدف از انجام اين پژوهش بررسي عوامل اخلاقي و رواني مرتبط با طلاق در قرآن و روايات است. لذا در فصل اول به كليات و فصل دوم به آسيب شناسي طلاق عاطفي و پيامدهاي آن و در فصل سوم به عوامل موثر سازنده جلوگيري از طلاق عاطفي و زوجي و در فصل چهارم به تعيين ارائه برنامه ديني اسلام در جهت اصلاح مولفه طلاق عاطفي در نظام مديريت خانواده مي پردازيم و به اين نتيجه مي رسيم كه رذائل اخلاقي بسياري همچون اظهار نكردن محبت، ناسپاسي، هديه ندادن، تحقير كردن، بدبيني، نداشتن گذشت، عدم صبر، دروغ و غيره زمينه ساز طلاق در قرآن و روايات است. فضائل اخلاقي همچون اظهار كردن محبت، سپاسگذاري، هديه دادن، صبر، غيره راهكارهاي اخلاقي تحكيم خانواده ميباشد.
كلمات كليدي: طلاق عاطفي و فردي، مديريت اخلاق، زوجين، قرآن كريم.