چكيده
ايران يكي از بزرگترين كشور هاي توليد كننده محصولات كشاورزي در دنيا است, اما مقدار سرانه مصرف اين محصولات در ايران فاصله زيادي با استاندارد هاي جهاني دارد( حدود يك چهارم) كه اين امر نشان مي دهد كه پايين بودن مصرف سرانه محصولات كشاورزي در ايران بدون شك ناشي از كمبود عرضه اين محصولات نيست, آنچه عامل اثرگذار است ناكارايي قيمت و ساختار بازار اين محصولات و همچنين ناكارايي نظام بازاريابي محصولات كشاورزي است. كه اين امر منجر به يكپارچگي ضعيف اين بازارها و غير رقابتي شدن آنها شده است, فقدان يكپارچگي در بازار يا انتقال كامل تغييرات قيمت از يك بازار به بازار ديگر پيامدهاي مهمي براي رفاه اقتصادي دارد.
مطالعات انتقال قيمت بينش هاي مهمي درباره نحوه انتقال تغييرات در يك بازار به بازار ديگر و عملكرد كارآمد بازارها منعكس مي سازد.
لذا در اين مطالعه به بررسي كارايي و يكپارچگي در ساختار بازار محصولات باغي منتخب در ايران با تجزيه و تحليل حاشيه بازاريابي, مكان شكل گيري قيمت, بررسي انتقال قيمت و قدرت عوامل زنجيره بازاريابي( مزرعه, عمده فروشي و خرده فروشي) اين محصولات در سال هاي 1394- 1399 پرداخته شده است.
براي بررسي اين موضوع انتقال قيمت بين زنجيره بازاريابي با استفاده از آزمون عليت گرنجر, آزمون هم انباشتگي يوهانسون و مدل تصحيح خطا مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است و قدرت بازاري با استفاده از مدل سازمان تجربي جديد( شاخص لرنر) برآورد و مدل مارك آپ و حاشيه نسبي بازاريابي نيز براي تحليل تغيير قدرت بازار بر اثر تغيير قيمت در هر يك از سطوح بازار و حاشيه بازار مورد استفاده قرار گرفته است.
نتايج مطالعه نشان دهنده رفتار نامتقارن در سراسر زنجيره بازاريابي است و بخش باغي ايران داراي يك ساختار بازار غير رقابتي است.