چكيده
چكيده
آنچه انسانها با حواسّ خود درمييابند، اين است كه جمادات فاقد شعورند، امّا خداوند در قرآن همة موجودات عالم را از انسان و حيوان گرفته تا گياه و جماد، داراي شعور و آگاهي معرّفي ميفرمايد و اموري مانند تسبيح، سجده، خشوع و ... را به آنها نسبت ميدهد. اعتقاد به سريان كمالات وجودي از قبيل علم، حيات و اراده در جميع موجودات از اصول مسلّم و پذيرفته در حكمت متعاليه است. راه اشراق و شهود راه سومي است كه در وراء دستگاه حس و تعقل قرار دارد؛ تو گويي ظاهربينان به كمك حس، متفكران به مدد استدلال، و روشنبينان به ياري الهام و اشراق، از جهان بالا به كشف حقايق ميپردازند. شناختهاي عقلاني هميشه شناختي كلي ست. نتيجه اين شناخت اين مي شود كه يكي هست كه جهان را آفريده اما غايب است و او را نمييابد، اين يك معرفتي است غايبانه، اما اگر علم حضوري و شهودي باشد نبايد چنين بگويد زيرا او را مي شناسد، با او آشناست، با يك عنوان كلي او را نمي شناسد، بلكه رابطه ي دل خود با خدا را در مي يابد. اگر توجهات و تعلقات مادي قطع شود، آن گاه در عمق دل خود آن رابطه را در مي يابند يعني اين رابطه در همه هست منتهي مورد توجه نيست. اگر بتوانيم توجهمان را از ماوراي خود و خدا قطع كنيم و به درون خودمان بپردازيم آن رابطه را خواهيم يافت و اين كاري است كه به طور كلي عرفاء پيشنهاد مي كنند. سير عرفاني و راه رسيدن به معرفت شهودي و قلبي بر اين اساس است كه توجه انسان به درون متمركز شود و انسان در عمق دلش رابطه ي خود را با خدا بيابد. به طور كلي شهود يك واقعيتشناسي نوري است كه امكان آن از نظر علم و دانش قابل انكار نيست. به عبارتي، جنبههاي تجربي به وسيلهي حواس و جنبههاي عقلاني به واسطهي انديشهي منطقي و رياضي و جنبههاي ماوراي حس و استدلال با الهام و اشراق شناخته ميشود. پس مي توان گفت رابطه طولي علم و شهود بر اساس قرآن و روايات قابل انكار نيست.
واژگان كليدي : علم، شهود، رابطه طولي، علم و شهود، قرآن كريم، احاديث.