چكيده
چكيده
جامعه بشري متشكل از دو صنف زن و مرد ميباشد. زن و مرد با وجود اينكه هر دو انسان هستند وتشابهات زيادي بين آن دو است اما در برخي اوصاف جسمي و روحي با يكديگر تفاوت دارند. به همين دليل درهر جامعه اي انتظارات، حقوق و ترجيحات متفاوتي در مورد زنان و مردان وجود دارد. مدتهاست كه در جامعه ايراني، فرهنگ ايراني و اسلامي به هم گره خورده است. در جامعه ايران، شاهد موانعي در سر راه بانوان ايراني هستيم، بعضي از اين موانع در ساير كشورها وجود ندارد و برخي ديگر مشترك ميان تمام زنان دنيا ست.
در اين پايان نامه سعي شده موانع حضور اجتماعي بانوان با توجه به موازين ديني كه در قرآن و احاديث آمده بررسي شود، و به اين سؤالات پاسخ داده شود كه آيا تمام موانع قانوني و يا عرفي كه در جامعه براي زن ايراني وجود دارد، ريشه در دستورات دين دارد؟ آيا زنان از نگاه دين جايگاهي در اجتماع ندارند يا بر عكس است؟ روش اجراي تحقيق توصيفي- تحليلي بوده است. در اين روش محقق به صورت نظام داري به توصيف عيني و كيفي محتوا و مفهوم پرداخته است. با بررسيهاي انجام شده كه به صورت كتابخانهاي بوده است، مشخص گرديد؛ در شريعت اگر زنان و مردان آداب اجتماعي را رعايت كنند هيچ مشكلي در حضورشان در كنار هم وجود ندارد و از طرف ديگري بسياري از موانعي كه براي زنان در فعاليتهاي اجتماعي چه از لحاظ قانوني و چه از لحاظ عرفي وجود دارد، ريشهاي معتبر در دين ندارد و به نظر ميرسد اين به دليل نبود تلاش كافي متخصصان و انديشمندان حوزه اسلامي در جهت پاسخ گويي به مسائل روز زنان است.
كليد واژه: زن، قرآن، حديث، فعاليت اجتماعي