چكيده
پست مدرنيسم طي دهه هاي (1960 تا 1970) گسترش خود را آغاز كرد. كتاب چارلز جنكز «زبان معماري پست - مدرن»، 1977، نخستين كتابي بود كه موضوع آن جنبش پست مدرن بود. مي توان گفت پست مدرنيسم حركتي است كه پس از آنكه مدرنيسم متعالي جهتش را گم كرد به صورت حركتي كثرت گرايانه از مدرنيسم جدا شد. مطرح شدن علم نوين و ايده عدم قطعيت و مسئله ايجاد نظم از درون بي نظمي را مي توان قلب پست مدرنيسم دانست. جريان شالوده شكني و ديدگاهها و نقطه نظرات پراگماتيست ها و آراي فلسفي نئوپراگماتيست ها نيز در تكوين مباني نظري پست مدرنيته سهم بسزايي داشتند. از خصوصيات پست مدرنيسم مي توان به پلوراليسم، التقاط گرايي، پرداختن به هويت، خرده فرهنگ ها، محتوا، سنت و بومي گرايي و از بين بردن تقابل¬ها و تمايزها و آشتي تضادها و نفي فراروايت ها، نفي نخبه گرايي و نزديكي هنر به زندگي روزمره نام برد.
مكتب دادا يا دادائيسم را نااميدي و اضطراب و آدمكشي جنگ جهاني اول به وجود آورد. مكتبي كه به ثبات و دوام هيچ امري اميد ندارند. غرض پيروان اين مكتب طغياني است بر ضد هنر و اخلاق و اجتماع . آشفتگي فكري و بدبيني و حس انتقام و هيجانات روحي ديگر و خاصه نوعي عصيان بر همه ي مكتب ها و سبك هاي ادبي گذشته، نسل جوان را به سوي هرج و مرج و بي بند باري در ادبيات سوق داد: احساس مي شد كه دنياي تازه اي زاده مي شود كه در آن همه چيز –سياست و اقتصاد و حتي فكر –مغشوش و در هم ريخته است، زندگاني مجموع بشريت بر سرنوشت افراد سنگيني مي كند، ديگر چيزي براي يافتن و كشف كردن وجود ندارد و جز فرياد عصيان و اعتراض كاري نمي توان كرد.
طي اين رساله به بررسي تطبيقي مباني پست مدرنيسم و دادائيسم به خصوص در باب تاثير زمينه فرهنگي و اجنماعي بر دريافت مخاطب اثر هنري، به طور كلي تر، مي پردازيم. اين رساله بر آن است تا نقاط مشترك تفكرات مكتب داداييسم با پست مدرنيسم را بيان نمايد.