-
شماره راهنما
2377
-
پديد آورنده
فيروزي،هومن
-
عنوان
بررسي مراحل گذار سياست تركيه از عثمانيگري به منطقهگرايي جديد در خاورميانه
-
عنوان به انگليسي
Assessment of Transition Process in Turkish Foreign Policy from Ottomanism into New Regionalism in the The Middle East
-
مقطع تحصيلي
ارشد
-
رشته تحصيلي
گرايش علوم سياسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور زرين شهر
-
سال تحصيل
1394
-
تاريخ دفاع
1396
-
استاد راهنما
دكتر پرويز دليرپور
-
استاد مشاور
دكتر مهدي نصر
-
توصيفگر فارسي
تركيه , نوعثمانيگري , خاورميانه , منطقهگرايي , ايران , عملگرايي فرصتطلبانه
-
توصيفگر لاتين
Turkey , Ottomanism , Middle East , Regionalism , Iran , Opportunistic Pragmatism
-
چكيده
رسالۀ حاضر، نخست شرحي از فراز و فرودهاي سياست خارجي تركيه ارئه ميكند و توضيح ميدهد كه چگونه اندكي فاصلهگيريِ آرامِ تركيۀ تحت سيادت حزب عدالت و توسعه از سكولاريسم نظامي كماليستها موجب شد كه مناسبات ديپلماتيك ميان تركيه و كشورهاي خاورميانه از سال 2002 به بعد گسترش پيدا كند. سپس، توجه خود را به اهميت خيزشهاي عربي در ايجاد شكاف ميان تركيه با همسايگان اين كشور معطوف ميكند و با استفاده از نظريه اي تلفيقي و با رويكردي توصيفي – تحليلي، اين پرسش را مطرح ميكند كه عوامل اثرگذار در جابجايي راهبردي روابط منطقهايِ تركيه ناظر به چه موضوعات و مسائلي بوده و قلمرو اثرگذاريِ اين متغيرها در تغيير سياست خارجي اين كشور كجاست؟ ازهمينرو و در مقام پاسخ اشاره ميشود كه به استراتژي كلان سياست خارجي دولت تركيه در ميان سه الگوي 1) منطقهگرايي سنتي «صفر كردن مشكلات با همسايگان»، 2) الگوي مداخلهگرايانه و اشاعۀ نفوذ «نئوعثمانيگرايي» و نهايتاً 3) منطقهگرايي نوين «عملگرايي فرصتطلبانه» در حال تغيير بوده است. لذا از اواسط 2015 به اين سو ما شاهد شكلگيري يك الگوي سوم در عرصه سياست خارجي حزب عدالت و توسعه هستيم، كه البته شاخصها و مؤلفههاي خاص خود را دارد. در صورتيكه برخي ناظران مسائل تركيه در داخل و در سطح منطقه معتقدند تركيۀ كنوني به سمت شرق و همكاريهاي بيشتر با روسيه و ايران و همچنين برخي ديگر از كشورهاي خاورميانه تغيير جهت داده است؛ اما واقعيت اين است اين طرز تفكر با نقدهاي علمي و اشكالات متعدد تحليلي مواجه است. بدين مفهوم كه تلاش تركيه براي ترميم روابط با كشورهاي همسايه، الزاماً به معني دست كشيدن از ماجراجويي بينالمللي و پايان نئوعثمانيگرايي نيست؛ بلكه الگوي سوم در سياست خارجي تركيه كه با اغماض ميتوان آن را "منطقهگرايي نوين" در چارچوب "عملگرايي فرصتطلبانه" ترجمه و تفسير نمود، اساساً ناظر به تعديل در اقدامات يكجانبه - در جهت كاهش تحميل هزينههاي سياسي، اقتصادي و امنيتي - است و همچنين در پيش گرفتن گونهاي از رويكرد جابجايي راهبردي با همكاري و رقابت همۀ كشورهاي منطقهاي و بينالمللي است كه متضمن منافع منطقهاي و امنيت و ثبات داخليي اين كشور باشد. بنابراين، اشاره مي شود كه از سال 2016 به اين سو و مشخصاً پس از كودتاي نافرجام در اين كشور، اين مهم امروزه در پرتو بهكارگيري سياست عدم قطعيت نسبي و عدم تعهد مطلق قابليت اجرائي يافته است.
-
تاريخ نمايه سازي
1402/02/30
-
شماره ركورد
72277
-
لينک به اين مدرک :