چكيده
چكيده
استعاره يكي از كليدي¬ترين مباحث مطرح در زبان¬شناسي شناختي است و نظريات زبان¬شناسان شناختي، تحولات گسترده¬اي را در ديدگاههاي سنتي نسبت به استعاره پديد آورده¬ است. در ديدگاه معنا¬شناسي شناختي، استعاره بصورت درك يك حوزه¬ي ناملموس و انتزاعي در قالب يك حوزه¬ي ملموس و عيني تعريف مي¬شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسي «استعاره¬هاي جهتي»، «استعاره¬هاي زمان» و همچنين مهمترين «طرح¬واره¬هاي تصويري» شامل «طرح¬واره¬هاي حركتي»، «طرح¬واره¬هاي حجمي» و «طرح¬واره¬هاي قدرتي» در غزليات منزوي است. از آن جا كه موارد مذكور در غزليات منزوي بسامد بالايي دارند؛ لذا صد غزل ابتدايي ديوان وي كه مشتمل بر 436 غزل است، به عنوان جامعه آماري مورد نظر در اين تحقيق انتخاب شده و تحليل داده¬ها نيز بر همين مبنا صورت گرفته است. در نتيجه پژوهش حاضر، مي¬تواند مقدمه¬اي براي انجام پژوهش¬هاي بيشتر و بررسي انواع استعاره¬هاي مفهومي در ديگر غزل¬ها باشد. تحليل داده¬ها حاكي از آن است كه طرح¬واره¬هاي حجمي، كاربرد بالاتري در غزليات منزوي دارند و پس از آن دو طرح¬واره¬ي قدرتي و طرح¬واره¬ي حركتي به ترتيب داراي بيشترين كاربرد هستند. همچنين فراواني استعاره¬هاي جهتي بالا و پايين را در مقايسه با ديگر انواع استعاره¬هاي جهتي در اشعار منزوي شاهد هستيم. بر¬اساس نظريه¬ي معاصر استعاره (1992)، مفهوم انتزاعي زمان به مثابه¬ي «مكان» و «فضايي بسته» و يا «شيء» درك شده است. نتايج اين پژوهش بيانگر آن است كه در غزليات منزوي علاوه بر دو حالت ذكر شده، شاهد درك مفهوم زمان به شكلي نو و به مثابه¬ي «ماده¬اي» هستيم كه قابليت چشيده شدن و درك شدن به كمك حواس را دارد. برخي نمونه¬ها نيز گواهي بر بسط استعاره¬ي قراردادي «زمان به مثابه¬ي شيء» هستند.
كليدواژه¬ها: زبان¬شناسي شناختي، معنا¬شناسي شناختي، استعاره¬ي مفهومي، شعر، حسين منزوي