چكيده
در اين پژوهش، به بررسي درونمايههاي اشعار محمد زهري پرداخته شد.
يافتهها نشان داد پيكر شعري زهري، نويِ نيمايي است كه به همين شَوَند نيز داراي مردمپسندي بالايي است؛ اگرچه از نگاهي ديگر، به سبب فزوني آثار كلاسيكش، ميتوان وي را چامهگويي چهارپاره سرا نيز دانست؛ اما بههرحال، ميزان اشعار كوتاه نيمايي و هايكوواره اين شاعر معاصر، بيش از اشعار كهن و سنتياش در چارچوب چهارپاره، غزل، تركيببند و ... است.
نوآوري، تركيبسازي واژگاني، سادگي، عطوفت شعري، زباني تمثيل گونه و درعينحال روان، قابليت فهم براي هر نوع مخاطب، سرشار از احساسات لطيف و درعينحال راستين، فاخر و داراي ارزش ادبي، توجه به فضاي جامعهي محيط (چه در ايران و چه در لندن انگلستان)، محجوبيت و نجابت، گاه تكرار واژگان سنتي، گاه عدم تناسب وزن و قافيه، سرگرداني ميان قوالب كلاسيك و نو و ...، ازجمله ويژگيهاي شعري زهري به شمار ميآيند.
نيز يافتهها حاكي از آن است كه درونمايههاي اصلي در اشعار وي، مفاهيم اجتماعي، عاطفي و عاشقانه، عرفاني و فلسفي است كه درونمايههاي اجتماعي، نمود بارزتري نسبت به ديگر تمها داشته و اين، نشان از مردمي بودن شاعر است. اشعارش داراي رواني و سادگي به همراه نوعي محجوبيت خاص (خصوصاً در سرائيدن عاشقانهها) بوده و به منِ اجتماعي، بيش از منِ فردي و بشري توجه دارد. وقايع حكومتي، مبارزهجويي و آزاديخواهي پدر، زندگي شخصي (خصوصاً غربت و تنهايي)، اقليم محل تولد (منطقهي مازندران)، تكنولوژي و مدرنيته و ...، جملگي در خلق درونمايههاي اشعارش سهيم بوده و به فراخور هركدام، در دفاتر و آثارش، شعري سروده است. همچنين به قلم و نجواهاي فكري و ذهني شاعران قبل (خصوصاً حافظ، مولوي، سعدي، صائب تبريزي، خيام و ...) و عصر خويش (خصوصاً فريدون توللّي، نيما يوشيج، اخوان، شاملو و ...) توجهي خاص داشته و با نگاه و مطالعهي دقيق آثار آنان، تحت زبان و لحني نو و بديع، نگاه تازه و ارزشمندي را در اشعارش خلق نمود.