-
شماره راهنما
24424پ
-
پديد آورنده
هادي مختاري
-
عنوان
طراحي و اعتباريابي الگوي آموزش شهروندي در زمينهكمينهسازي و تفكيك از مبدا پسماند(مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
-
عنوان به انگليسي
Design and validation of citizenship education model in the field of minimization and segregation of waste source (Case study: high school students)
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي
-
رشته تحصيلي
آموزش محيط زيست گرايش: آموزش محيط زيست
-
محل تحصيل
واحد تهران جنوب
-
سال تحصيل
1400
-
تاريخ دفاع
1400
-
وضعيت پايان نامه
بسيارخوب
-
مشخصات ظاهري
357ص
-
استاد راهنما
مريم لاريجاني
-
استاد مشاور
سيد محمد شبيري ؛ بهمن سعيدي پور
-
كتابنامه
341-354ص
-
توصيفگر فارسي
الگوي آموزش شهروندي، كمينهسازي و تفكيك از مبدا پسماند، دانش آموزان دوره متوسطه دوم، رويكرد آميخته
-
توصيفگر لاتين
Citizenship Education Pattern, Minimization and Separation from Waste Sources, Secondary School Students, Mixed Approach
-
شناسه هاي افزوده
واحد تهران جنوب
-
چكيده
اين مطالعه باهدف طراحي و اعتباريابي الگوي آموزش شهروندي در زمينه كمينهسازي و تفكيك از مبدا پسماند (مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم) در سال 1399 و1400انجام شده است. روش پژوهش مطالعه حاضر آميخته بوده و با دو نوع رويكرد كيفي و كمي (آميخته) انجام شده است. در بخش كيفي پژوهش، جهت گردآوري دادهها به تدوين سوالات مصاحبه مبادرت ورزيده شد. در ادامه از پرسشنامه دلفي فازي با طيف 7 درجه، پرسشنامه ISM و پرسشنامه محققساخته با طيف ليكرت 5 درجه، استفاده گرديد. جامعه آماري در بخشهاي كيفي، دلفي فازي و ISM، شامل 13 نفر از خبرگان حائز شرايطبودهاند كه با استفاده از روشنمونهگيريهدفمند و غيراحتمالي انتخاب شدند و با آنها مصاحبههاي عميق و نيمهساختاريافته انجام گرفت. همچنين جامعه آماري بخش كمي جهت اعتبار سنجي مدل نهايي نيز خبرگانبودهاند.
گام اول مطالعه حاضر با استفاده از روش تحليل كيفيمضمون (رويكرد ويرايش مصاحبه، تلخيص آنها و تفسير مفاهيم و كلمات) براي شناسايي مقولههاي اصلي و فرعي پژوهش استفاده شده است. براي تحليل كيفي از نرمافزار MAXQDA استفاده شده است. سپس در بخش دوم از تكنيك دلفي فازي و نرمافزار MATLAB، جهت غربالگري شاخصهاي به دست آمده استفاده شد. در گام سوم از روش مدلسازي ساختاري-تفسيري و نرمافزار MICMAC، جهت شناسايي روابط علي ميان مقولههاي اصلي پژوهش استفاده گرديد و در نهايت با استفاده از تكنيك حداقل مربعات جزئي و نرمافزار SMART PLS، الگوي ارائه شده اعتبارسنجي گرديد.
با استخراج مقولههاي اصلي و فرعي پژوهش با استفاده از نتايج تحليل كيفيمحتوا و روش ISM، مدل نهايي ارائه گرديد. در مجموع الگوي به دست آمده مشتمل بر 11 مقوله اصلي شامل نيازسنجي آموزشي،اصول آموزش برنامه درسي، اهداف كلي و رفتاري آموزشي، اصول انتخاب محتواي آموزشي، اصول سازماندهي محتواي آموزشي، اصول انتخاب روشهايياددهي- يادگيري، رويكردهايياددهي-يادگيري، نقش معلم، محيط آموزشي،مدت زمان آموزش، تحليل و تعيين نظام ارزشيابي و در نهايت،پيامدهاي آموزشي است. براساس نتايج حاصله نشان داده شد، متغيرهاي اهداف رفتاري آموزشي و نيازسنجي آموزشي بيشترين تأثير را درالگوي آموزش شهروندي در زمينه كمينهسازي و تفكيك از مبدا پسماند برايدانش آموزان مقطع متوسطه دوم دارند. اين الگو با استفاده از روش حداقل مربعات جزئي مورد اعتبارسنجي قرار گرفت، كه تمامي مولفه هاي اصلي الگو مورد تاييد قرار گرفتند.
-
تاريخ نمايه سازي
1401/02/24
-
شماره ركورد
66495
-
لينک به اين مدرک :