چكيده
زبان ماده اوليه شعر است و شعر، هنري زباني است. بر اين اساس، زبان نيز همپاي ديگر عناصر شعر و حتي بيشتر از آن ها در شكل گيري و تأثيربخشي شعر، مهم است. بخش قابل توجهي از مطالعات سبكشناختي شعر نيز در حوزه زبان اتفاق ميافتد و زبان به عنوان يكي از شاخصههاي سبك شناختي شعر، همواره مورد نظر پژوهندگان اين عرصه است. با اين كه در شعر سنتي، عليالخصوص غزل، گرايش به كاربرد زبان ادبي بود و برخي واژگان مجوز ورود به ساحت شعر نداشتند، ولي اين رويكرد در دوره معاصر، دگرگون ميشود و شاعران معاصر مانعي بر سر راه ورود واژگان به شعر نمي بينند و انواع واژگان معاصر و عاميانه و بومي و ... را به ساحت شعر وارد ميكنند. نظري نيز در غزل خود همچون غالب شاعران معاصر، اعتقادي به شاعرانه بودن و نبودن واژگان ندارد و هر واژهاي را در ساختار شعر، داراي ارزش شاعرانگي مي داند. بر اين اساس در زبان شعري او انواع واژگان آركائيك و كهنه، معاصر و امروزين و عاميانه و محاورهاي را ميتوان ديد. در پژوهش حاضر بر آن شديم تا ويژگيهاي زباني غزل نظري را مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار دهيم. بر اين اساس سه ساحت متفاوت واژگاني را كه او از آن در شعر خود بهره برده بود آشكار كرديم. يكي از اين سه ساحت واژگان آركائيك و باستان گرايي زباني بود كه مورد بررسي قرار گرفت و مظاهر كهنه گرايي در زبان اين شاعر آشكار گرديد. در مرحله بعد، به واژگان معاصر و امروزين و حضور اين واژگان در شعر نظري پرداخته شد و كم و كيف حضور اين واژگان مورد مطالعه قرار گرفت. در پايان، نمود زبان عامه و محاوره كه ميتوان گفت گستردهترين بخش كاربرد زباني است، مورد پژوهش قرار گرفت و مظاهر مختلف زبان عامه از واژگان و كنايات و ضربالمثلها تعبيرات و اصطلاحات عامه آشكار گرديد. نتيجه پژوهش نشان از آن دارد كه نظري ضمن اينكه باوري به شاعرانگي و غير شاعرانگي واژگان نداشته از انواع متفاوت واژگان چه كهنه و آركائيك و چه معاصر و محاورهاي و عاميانه در شعر خود استفاده كرده و ميتوان گفت كه نمود زبان عامه و محاورهاي در شعر او گستردهتر از ديگر واژگان است.
واژگان كليدي: فاضل نظري، غزليات، ويژگيهاي زباني