-
شماره راهنما
24153پ
-
پديد آورنده
وحيد عزيزي
-
عنوان
تأمّلي در نسبت ميان تكامل مغز و گرايش به ايمان
-
عنوان به انگليسي
Reflection on the Relationship between Brain Evolution and Faithfulness
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه دين
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1400
-
مشخصات ظاهري
175ص
-
استاد راهنما
غالم حسين خدري
-
استاد مشاور
رضا رسولي شربياني
-
كتابنامه
166-173ص
-
توصيفگر فارسي
فرگشت مغز، ايمان گروي، ژنتيك جمعيت، اصل هاردي-واينبرگ
-
توصيفگر لاتين
Brain evolution, Faithfulness, Population genetics, Principle of Hardy-Weinberg equilibrium
-
شناسه هاي افزوده
مركز تهران جنوب
-
چكيده
ايمان ريشه در سرشت انسان دارد و بشر همواره خويشتن را نيازمند تكيۀ معنوي بر وجودي برتر مي بيند.
ابتناي ايمان گروي بر"عقل گرايي" وجاهتي قابل اعتنا و همبستگي نزديك با تكامل فرايندهاي مغزي و
كاركرد ذهن دارد. ظهور رنسانس علمي و مكاتب تجربه گرا و ارائۀ نظريۀ تكاملي داروين، دين شناسي
بيروني- تطبيقي نوين را پايه گذاري كرد. در ديدگاه فلسفي تكامل گرا به موازات پيدايش انسان
هوشمند)sapiens Homo )از گونه هاي اجدادي نازل تر، ايمان نيز از مراحل اوليه به سمت يكتاپرستي
تحوّل پيدا كرده و نوعي تكامل را تجربه كرده است و به نوعي رشد درك معاني و معارف ديني تابعي از
متغيرِ تكاملِ مغز، ذهن و عقل انسان است. با معرفي ژن خدا ) VMAT2
( توسط هامر و شناسايي نواحي
مرتبط با تجربه هاي معنوي در مغز، مطالعات بين رشته اي الهيّات اعصاب )Neurotheology )شكل
گرفت. بر اساس مطالعات ژنتيك، فراواني نسبي ژن هاي مؤثر در فعّاليت هاي معنوي در جمعيّت هاي خدا
باور و ايمان گرا بيش تر از ساير جمعيّت ها است. بر پايۀ اصل زيست شناختيِ تعادل هاردي- واينبرگ كه به
تبيينِ علميِ تغيير اجتناب ناپذير ساختار ژنتيكي جمعيّت مي پردازد انسان، فرگشت در ساختار و عملكرد مغز
را تجربه مي كند. ع لوم زيستي، حاالت ذهني را محصول فرايندهاي فيزيكو- شيميايي مغز مي داند و بر
همبستگي ميان ذهن -كه پذيراي گرايش به ايمان و باور است- و بدن صحّه مي گذارد. هدف اين پژوهشِ
كاربردي بين رشته اي، بررسي ارتباط و چگونگي تأثير و تأثّر فرگشت ساختاري -عملكردي مغز با ايمان
گرويِ انسان در مفهوم عام با تكيه بر مباني عقلي و فلسفي بوده و در قلمرو جسم مادّي- نفس جاودان و در
پهنۀ آفاق صورت پذيرفته است. نتيجۀ اين پژوهش ناظر بر اين واقعيّت است كه ژن ها به دليل فراهم آوري
ابزار الزم براي كاركرد شبكه هاي عصبي مغز و در نتيجه عملكرد ذهن، قدرت تفكّر و تعقّل را به انسان مي
بخشند و بستر ساز انجام فعل اختياري آگاهانۀ انسان هستند. در نتيجه آن چه انسانِ مخيّر براي برگزيدن متعلّق
ايمان انتخاب مي كند از روي معرفت و عقالنيّت خواهد بود. چنين انتخاب آگاهانه اي تأمين كنندۀ سالمتِ
روان و كاركردِ منظّم جسم است. در اين صورت بقاي فرد تضمين مي شود و امكان انتقال ژن هاي دخيل در
اين زمينه به نسل هاي بعدي فراهم مي شود و به تدريج فراواني آن ها در جمعيّت رو به فزوني مي گذارد. به
اين ترتيب نيروي فرگشتيِ انتخاب طبيعي با تأثير بر تعادل هاردي - واينبرگ عمل خود را در باورمندي
عقالني به مرحلۀ اجرا در مي آورد.
-
تاريخ نمايه سازي
1400/10/07
-
شماره ركورد
64829
-
لينک به اين مدرک :