چكيده
عقل تا مدت هاب طولاني به عنوان ويژگي منحصر به فرد موجوداتي همچون انسان ها قابل تعريف بود اما با پيدايش هوش مصنوعي در سال 1956 عقل به شكل مصنوعي طراحي شد. هوش مصنوعي سيستم هايي هستند كه مثل انسان وبشكل منطقي فكر ورفتار ميكنند. هوش مصنوعي قادر به خودآموزي وذخيره تجربه ي شخصي بوده . اين ويژگي منحصر به فرد هوش مصنوعي اور را قادر كرده كه در موقعيت هاي مشابه با توجه به اقداماتي كه قبلا انجام شده عكس العمل هاي متفاوتي را از خود نشان مي دهد. اين توانايي باعث بروز خسارت موقعيت هاي متفاوت شده است. مشكل اصلي شرايط جبران اين خسارت با توجه به مفاد قانوني موجود است اما قواني ملي و بين المللي خاصي براي برخورد با اين شرايط تصويب نشده است. پس دراين حالت يك سوال به طور طبيعي مطرح مي شود اينكه چه كسي مسئول آسيب هاي ناشي از اقدامات هوش مصنوعي است؟ آيا كسي كه سيستم را برنامه ريزي كرده مسئول است؟ استفاده كننده يا مالك سيستم مسئول جبران خسارات است؟ يا اينكه حتي ما بايستي با پيش بيني هاي لازم سيستم را مسئول اعمال و خسارات وارده بدانيم؟ چه مواد قانوني براي اثبات مسئوليت هوش مصنوعي وجبران خسارت وارده به زبان ديده وضع شده است؟ اين سوالهايي است كه دراين پژوهش سعي در پاسخگويي به آنها ميكنيم.