بررسي عوامل نظري موثر در شكل گيري كتاب تهافت الفلاسفه غزالي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
فلسفه و كلام اسلامي
محل تحصيل
مركز ساري
سال تحصيل
1397
تاريخ دفاع
97/10/29
وضعيت پايان نامه
17/75
مشخصات ظاهري
73ص.
استاد راهنما
عباس اسكوييان
استاد مشاور
عباس حاجيها
توصيفگر فارسي
فلسفه , غزالي , انتقاد به فلسفه , اشعريسم , تصوف , خداي انسان شناسانه مجزا است
چكيده
سير تفكر در ايران صعود و نزول بسيار خوبي داشته است ، ورود فلسفه به ايران با يك حركت ترجمه آغاز شد و تا دوره معيني رشد كرد. بعضي اوقات ، با شكوفايي تمدن آميخته اسلامي همراه بود. در اين شرايط ، ترسي از اين وجود داشت كه عامه مردم به فكر فلسفي روي آورند و از انديشه ديني دور شوند. در حقيقت ، امكان سكولار شدن جامعه ديني وجود داشت. اين وضعيت باعث شد تا روشنفكراني چون غزالي ، غزالي به تحصيل فلسفه بپردازند و تسلط خود را بر فلسفه نشان دادند و با نوشتن كتاب مقضد الفلاسفه ، ابو حامد خود به تحصيل فلسفه پرداخت و آن را از يك فيلسوف آموخت ، اين نشان از استعداد عالي او و به نوعي خود را نشان مي دهد. پاشنه آشيل ، زيرا او بعضي از قسمت هاي فلسفه را درك نكرد ، همانطور كه فلاسفه فهميدند. اين در روش ارائه او از مشكلات فلسفي آشكار است؛ سپس در كتاب تحفوت الفلاسفه ، از فلسفه انتقاد كرد ، و اين مخالفت را در بيست شماره مطرح كرد؛ وي همچنين به سه موضوع (ايمان به ابديت عالم ، دانش جهاني خدا و رستاخيز بدنها) پرداخت و فيلسوفان را براي آنها غيرمتعارف كرد. او در اين زمينه با فيلسوفان تفاوت اساسي داشت و در تعريف خدا ، قدرت ، دانش و اراده او. او همچنين در خداي متشكل از انسان شناسي متمايز كه از متن دين گرفته شده است ، متفاوت است ، اما فلاسفه تا حدود زيادي معتقد بودند كه خداوند موجودات غير انساني يا مجزا نيست. ما بيست مشكل فلسفه را در طهفت در سه دسته كلي كلام ، انسان شناسي و كيهان شناسي گنجانده ايم. او در كلام الغزالي خدايي را كه متن دين را مشخص مي كند معرفي مي كند و توسط اشاعره به آن اعتقاد دارد ، خدايي است كه قادر و توانا است و مي تواند هر كاري را كه مي خواهد انجام دهد و قادر است از همه چيز حتي غير منطقي برخوردار باشد و هيچ كس هم ندارد. درست است كه از او سؤال كنيد. در انسان شناسي خود ، اراده آزاد انسان محدود به قدرت خداوند است و از طرف ديگر ، اين شخص با تلاش و با كمك لطف خداوند مي تواند به وضعيت مطلوب برسد. به گفته غزالي ، مؤمن مي تواند با شرع راهنمايي شود و با انجام عمدي اعمال ديني علاوه بر لطف الهي كه از خدا الهام گرفته است با خدا ارتباط برقرار كند. البته اين الهام با وحي نبوي فرق مي كند. وي پس از اين ، اراده و قدرت آزاد به انسان اعطا مي كند ، و او را براي تعامل با خدا محدود نمي كند. بنابراين او مسئوليت اين مرد را بر عهده دارد. غزالي از درك ديني كه از طريق فقه ، فلسفه و كلام ساخته شده ، خوشش نمي آيد. وي پيشنهاد مي كند كه درك دين بايد به روشي باشد كه در زمان پيامبر فهميده مي شد ، نه ديني كه براساس فقه ، فلسفه و كلام توضيح داده مي شد. كيهان شناسي كه از كتاب طهفت الفلاسفه گرفته شده است ، مبتني بر مطابقت كيهان شناسي فلسفي و كيهان شناسي ديني است. با اين حال ، پايگاه فكري غزالي ، از طريق فلسفه پيراموني ، تصوف و اشعريسم تغذيه مي شد. به طور كلي ، ما در اين پايان نامه نتيجه گرفتيم كه مباني انديشه غزالي متن مكاشفه ، فلسفه ، اشعريسم و تصوف بوده است.