-
شماره راهنما
23846پ
-
پديد آورنده
سيد امير خرم
-
عنوان
زوال مفهوم همدلي در نظامهاي تماميتخواه در انديشه هانا آرنت
-
عنوان به انگليسي
The decline of the concept of empathy in totalitarian systems in thought Hannah Arendt
-
مقطع تحصيلي
كارشىاسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه اخلاق گرايش: فلسفه اخلاق
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1399
-
تاريخ دفاع
1399/10/03
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
255ص
-
استاد راهنما
غلامحسين خدري
-
استاد مشاور
زينب شكيبي
-
كتابنامه
249-253ص
-
توصيفگر فارسي
توتاليتاريسم)تماميتخواهي(، هانا آرنت، همدلي، مسئوليت اجتماعي.
-
توصيفگر لاتين
Totalitarianism, Hannah Arendt, Empathy, Social Responsibility.
-
شناسه هاي افزوده
مركز تهران جنوب
-
چكيده
موضوع مورد تحقيق در اين پاياننامه عبارت است از رابطه ميان توتاليتاريسم به عنوان نوعي از
نظامهاي سياسي و نيز همدلي به عنوان شكلي از مسئوليت اجتماعي و در يك نگاه كلان، جلوهاي
از اخلاق فردي. در اينكه موضع نظامهاي سياسي در مواجهه با امر اخلاقي با يكديگر تفاوت
دارد، ترديد نميتوان كرد. حكومتهاي دموكراتيك بگونهاي با امور اخلاقي مواجه ميشوند.
حكومتهاي اقتدارگرا بگونه ديگري و حكومتهاي تماميتخواه يا توتاليتر نيز بگونهاي متفاوت
از آندو. از سوي ديگر استمرار يك شيوه اخلاقي در حكومت، به مرور آن شيوه را در سطح
جامعه نيز جاري و ساري خواهد ساخت. به عبارت ديگر، حكومتها بهترين آموزگار چگونه
زيستن و چگونه رفتار كردن براي افراد جامعه هستند. به تعبير زيباي امام علي )ع( " الناس علي
دين ملوكهم" مردم به شيوه حاكمانشان زندگي ميكنند. به همين خاطر، اندك اندك جامعه -
شكل حكومت را بخود خواهد گرفت. حكومت اخلاق مدار، جامعه اخلاق مدار ميسازد و
حكومت اخلاق گريز، جامعه اخلاق گريز. در اين پاياننامه تلاش شده است نشان داده شود
چگونه نظامهاي تماميتخواه، اخلاق فردي را در جامعه دچار اضمحلال ميسازند و چگونه حس
مسئوليت اجتماعي و همدلي را در ميان مردم نابود ميكنند. شيوه عمل اينگونه از نظامهاي سياسي
چنين است كه ابتدا با ابزارهاي ويژه خود مانند ارعاب، تبليغات و ايدئولوژي، جامعه را به جامعه-
اي تودهاي (Mass Society) تبديل ميكنند. جامعهاي كه متشكل از جمعي انسانهاي تنها است.
انسانهايي كه نسبت به وضعيت ساير اعضاي جامعه خود ديگر هيچ حس مشتركي ندارند. تنها
در كنار آنها زندگي ميكنند بيآنكه در انديشه خود، مفهومي از زندگي جمعي داشته باشند و به
ارتباط ميان خود و ساير افراد جامعه بيانديشند. افرادي رها شده در برهوت. در چنين جامعهاي،
اخلاق كه امري اجتماعي است و اصولاً بر مبناي رابطه ميان افراد بنا شده است نابود ميشود.
در چنين جوامعي، ديگري مفهوم .» اخلاق توجه به حق حيات ديگري است « بقول امانوئل لويناس
خود را از دست ميدهد. بنابر اين در ذيل حكومتهاي تماميتخواه كه حيات ديگري موضوعيتي
براي افراد جامعه ندارد، مفاهيم اخلاقي همچون همدلي نيز معنا و مفهوم خود را از دست مي-
دهند.
-
تاريخ نمايه سازي
1399/12/10
-
شماره ركورد
62002
-
لينک به اين مدرک :