-
شماره راهنما
23844پ
-
پديد آورنده
راضيه تائبي
-
عنوان
لوازم علم حضوري در فلسفة ملاصدرا )با تاكيد بر كتاب شواهد الربوبيه و مشاعر(
-
عنوان به انگليسي
The necessity of the intuitional knowledge in s philosophy,adraS (Especially in Shavahed and Mashaer)
-
مقطع تحصيلي
كارشىاسي ارشد
-
رشته تحصيلي
الهيات گرايش: فلسفه و كلام اسلامي
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1395
-
تاريخ دفاع
1395/12/18
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
130ص
-
استاد راهنما
مرضيه اخلاقي
-
استاد مشاور
حسن عباسي حسينآبادي
-
كتابنامه
124-127ص
-
توصيفگر فارسي
لوازم علم حضوري، معرفتشناسي، خداشناسي، انسانشناسي، مشاعر، شواهد الربوبيه
-
توصيفگر لاتين
Necessities of Intuitional knowledge, epistemology, theosophy, anthropology, mashaer, shavahed.
-
شناسه هاي افزوده
مركز تهران جنوب
-
چكيده
چكيده
حكمت صدرايي با آوردن بحث علم به عرصة وجود، پيشفرضهاي هستيشناسي را به طور آگاهانه در نگرش خود به معرفتشناسي
مورد توجه قرار داد به طوري كه با محوريت اصالت وجود همة اوصاف واقعي از جمله علم را به حقيقت وجود بازگرداند و با علم
حضوري رابطه عالم با معلوم، را از اتحاد ماده و صورت به اتحاد حقيقت و رقيقت به عنوان يك رابطه حقيقي ارتقا داد و بر اساس
تطابق عوالم وجود با مراحل حضوري ادراك،مطابقت معلوم با مرتبة برتر خويش را معيار صدق معرفت يا كاشفيت علم دانست. اين
كاركرد علم حضوري در عرصة معرفتشناسي لوازم آن از جمله معرفت و يقين را دربرداشت. اين بيان نشانگر ارزش معرفت شناسي
علم حضوري و واقعنمايي آن نيز هست زيرا اولاً با معناي عام ارائه شده از علم به وجود بالفعل فراگير هرآنچه از سنخ علم باشد،
مانند علم حضوري كه علم بودنش جز وجود نيست، ارزش معرفتشناختي حاصل است و ثانياً از آنجا كه تجرد از لوازم شدت وجود
است هر مجردي كه از مرتبهي وجودي بالاتري برخوردار و داراي وحدت بيشتر و از كثرت دورتر باشد داراي علم حضوري
شديدتري است و ازاين رو ارزش معرفت شناختي او نيز بيشتر خواهدبود. چنانكه از ميان علم حضوري ذوات به خود، علم حضوري
واجب تعالي به خود در اعلي مرتبهي رتبه معرفتي است. او با نگاه ويژهي خود در حوزهي انسانشناسي كه مبتني بر مباني هستي-
شناسي و معرفتشناسي است، از طريق استكمال وجودي نفس با حركت جوهري اشتدادي در رسيدن به فعليت تام و اتحاد با عقل
فعال و با اعتقاد به حضوري بودن ادراك در تمام مراحل آن بر نقش علم حضوري تاكيد كرده است. بر اين اساس لوازم علم حضوري
در نظام انسانشناسي صدرايي اولا رسيدن به سعادت حقيقي در بُعد نظري عقل است كه درك كمالات عقلي و حقايق وجودي است
كه در سلسلهي آنها درك وجود علت عالم و دستيابي به قرب الهي است و همان تعبير اصل وجود به بيان ايشان در كتاب
شواهد الربوبيه و به نوعي داراي حيات بالفعل شدن است و ثانياً از آنجا كه تمام حقيقت انسان، نفس ناطقهي روحاني است و علم او
به خود حضوري است، از لوازم علم حضوري به خود، علم و آگاهي به معارف و علم حضوري و حصولي ديگراست زيرا از آنجا كه
بر اساس حركت جوهري، فعليت تام با ادارك محقق ميشود، علم حضوري تقدم ايجادي بر علم حصولي دارد و ارجاع علم حصولي
به حضوري است. صدرالمتالهين در بحث خداشناسي با اثبات علم حضوري واجب به ذات خود از طريق ارجاع علم به وجود و
ترسيم علم حق به ذات به نحو علم عنايي به ترتيب در كتاب مشاعر و شواهد الربوبيه، به اثبات علم حضوري واجب به ما سوي از
طريق صرافت وجود در مشاعر و مبني بر ديدگاه عرفا در شواهد الربوبيه همت گمارد. او نظريه علم اجمالي در عين كشف تفصيلي را
در تحرير قاعدة بسيط الحقيقه كلالاشياء به كثرت در وحدت و وحدت در كثرت به معني حقيقت بسيط واجب تمام اشياء است
تفسير كرد تا لوازم علم حضوري واجب به ذات،علم حضوري او به ماسوي باشد. و از لوازم علم حضوري واجب به ما سوي آنست
كه هيچ امري از واجب تعالي در نظام تكوين و تدوين پنهان نيست زيرا علم او صرف است و صرف چيزي با غير خود آميخته نگردد
و همچنين او سريعالحساب است زيرا هيچ كشف مجهولي در ذات اقدسش معنا ندارد.
-
تاريخ نمايه سازي
1399/12/10
-
شماره ركورد
62000
-
لينک به اين مدرک :