-
شماره راهنما
23722پ
-
پديد آورنده
يحيي محمدلو
-
عنوان
بررسي الزام و مباني آن در امر به معروف و نهي از منكر
-
عنوان به انگليسي
The obligation and its principles in enjoining the good and forbidding the evil
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
الهيات گرايش: فقه و مباني حقوق
-
محل تحصيل
مركز تهرانجنوب
-
سال تحصيل
1396
-
تاريخ دفاع
1396/09/02
-
وضعيت پايان نامه
بسيارخوب
-
مشخصات ظاهري
116پ
-
استاد راهنما
محمدحسن شيباني
-
استاد مشاور
سيد محمد صدري
-
كتابنامه
110-113پ
-
توصيفگر فارسي
امر به معروف و نهي از منكر، الزام ، امر و نهي
-
توصيفگر لاتين
Obligation , enjoining the good and forbidding the evil,
-
شناسه هاي افزوده
مركز تهرانجنوب
-
چكيده
چكيده
در راستاي موضوع كه بررسي الزام و مباني آن در امر به معروف و نهي از منكر ميباشد با توجه بهه ايه نكهه
بحث امر و نهي يكي از نكات محوري در مباحث اصول بوده و از طهرف ديرهر امهر و نههي از اركهان مهه
مباحث فقهي در امر به معروف و نهي از منكر است. در بخش كليات به تعاريف اصولي امر و نههي و ظههور
آنها و تفاوت امر تكويني و تشريعي پرداخته شده است. براي تحليه درسهت بحهث را در بالهك اركهان و
شرايط و مراتك امر به معروف و نهي از منكر بررسي شده است و در ابتدا تعريف رايج فقها از امر و نهي در
امر به معروف و نهي از منكر پرداخته شده است. فقها امر را حم به انجام معروف و نههي را منها از تحقه
منكر تعريف كردهاند كه از مرتبه آسان بلبي و لفظي تا مرتبه يدي پيش ميرود و در مرتبهه يهدي آن تها مهرز
ضربوجرح و بت ه پيش ميرود. اين تعريف يكي از مواضا ظهور الزام ميباشد. محذورات ايهن تعريهف
در مرحله نظر و عم بيان شده و با استدلال به آيات نادرستي اين تعريف اثبات ميشود. از جملهه از اركهان
امر به معروف و نهي از منكر بحث آمر و ناهي است كه با بررسي آياتي كه در آنها به آمران و ناهيان اشهاره
شده است ه منظور برآني امرونهي مشخص ميشود و ه با بررسي آمران غير انسان ماننهد خهدا و نمهاز و
شيطان ميتوان از روش آنها در امر و نهي استفاده كرد و در مورد آمران و ناهيان انساني مانند انبيا و مؤمنهان
و منافقان ه از روش و ه از مصادي امر و نهي ميتوان استفاده كرد. از مطالك مه ديرهري كهه در نتيجهه
رساله خيلي مه ميباشد بحث خود معرف و منكر و دستهبندي آنها ميباشد چرا كه معروف و منكر در امر
به معروف و نهي از منكر رايج از جنس فع جوارحي بوده درصورتيكه لزومها معهرف و منكهر منحصهر در
افعال جوارحي نبوده و بعضي از معروف و منكرها مانند شرك بخ و حسد از جنس كيفيات نفساني هسهتند
و با تعريف رايج امر به معروف و نهي از منكر اولا بابليت شناسايي و تشخيص و ثانيا امهر و نههي در مرتبهه
يدي را ندارند و مشخص ميشود كه معروف و منكرهايي خواهي داشت كه بابليت امر و نهي شهدن توسهط
اين فرايند رايج را نخواهد داشت و اين برخلاف اطلاق لفظ امر به معروف و نهي از منكر است. بحث تهث ثير
و احتمال تثثيرگذاري و بحث نداشتن مفسده از شرايط امر به معروف و نهي از منكهر اسهت و بها توجهه بهه
اينكه رويكرد امر به معروف و نهي از منكر رايج فع گرا ميباشد و فاع گرا نيست و از طه رف ديرهر هه
تعريف روشني در مورد تثثير و مفسده صورت نررفته و در مقام عم در مرتبه يدي نارسها بهوده و چهه بسها
نتيجه برعكس ميدهد كه در بالك توضيحات و مثالهايي اين نارسايي نشان داده شده است. در ادامه به منشث
2
مراتك امر به معروف و نهي از منكر از نظر فقها پرداخته شده و چند حديثي كه بيشتر مورد استناد فقها بهرار
گرفته است از لحاظ سند و دلالت بررسي شده است و ضمن نشاندادن ضعف سندي و عدم دلالت آنهها در
تطبي آن احاديث با تعريف رايج امر به معروف و نهي از منكر مشخص شده است. در ادامه ضمن جمابندي
و ابهامات تعريف رايج امر به معروف و نهي از منكر برداشت خود از مرتبه يدي كه عبارت از كار فرهنري و
بسترسازي است بهطوريكه زمينه بهگونهاي آماده ميشود كه خود اشخاص با مي و اختيهار خهود دسهت بهه
انجام معروف و ترك منكر بزنند و با ارائه دستهبندي از نوع روابط انسان با خدا، خود و جامعه مدعا از طري
كتاب و سنت اثبات شده است و شواهدي ه از بعضي از فقها بر تثييد آن بيان شده است.
-
تاريخ نمايه سازي
1399/08/11
-
شماره ركورد
61153
-
لينک به اين مدرک :