هدف پژوهش حاضر بررسي ارتباط بين شيوه هاي مقابله اي با سلامت اجتماعي با ميانجي گري تنظيم هيجان در كاركنان شاغل در روزنامه اطلاعات بود. روش پژوهش توصيفي و همبستگي بود و جامعه آماري اين تحقيق كليه كاركنان شاغل در روزنامه اطلاعات به تعداد 700 نفر بود كه حجم نمونه در اين تحقيق بر اساس جدول نمونه گيري مورگان 248 نفر به دست آمد. به منظور گردآوري داده هاي پژوهش از پرسشنامه شيوه اي مقابله اي لازاروس و فولكمن(1988)، پرسشنامه تنظيم هيجان گراس و جان و پرسشنامه سلامت اجتماعي توسط كييز (2004) استفاده شد.. باتوجه به فرضيه هاي پژوهش از ميانگين، انحراف معيار، ضريب همبستگي و تحليل مسير استفاده شد. با توجه به تأييد نقش ميانجي گر تنظيم هيجان در رابطه بين شيوه هاي مقابله اي با سلامت اجتماعي مي توان اثرغيرمستقيم شيوه هاي مقابله اي بر سلامت اجتماعي را محاسبه نمود. بنابراين با توجه به رابطه سوبل(1982) نتايج به دست آمده نشان مي دهد: متغير ارزيابي مجدد تنظيم هيجان به ترتيب داراي نقش ميانجي به مقدار 29/0 و 08/0 مي باشد و متغير سركوب تنظيم هيجان به ترتيب داراي نقش ميانجي به مقدار 04/0 و 02/0 مي باشد در بخش دوم نتايج به دست آمده نشان داد 55% از تغييرات متغير وابسته(سلامت اجتماعي) به وسيله متغير مستقل شيوه هاي مقابله اي تبيين مي شود. .بر اساس نتايج به دست آمده راهبرد مسئله مدار 34% مي تواند تغييرات در سلامت اجتماعي را تبيين نمايد (Sig
0.005).