-
شماره راهنما
3803پ
-
پديد آورنده
هاشمي ، رقيه
-
عنوان
بررسي عنصر زمان در رمان كليدر بر اساس نظريه ژرار ژنت
-
عنوان به انگليسي
Considering the Element of Time in the Novel of Kalidar According to the Gerard Genett’s Theory
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور آران و بيدگل
-
سال تحصيل
1397
-
تاريخ دفاع
1397/10/30
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
98ص.
-
استاد راهنما
توكلي مقدم ، صفيه
-
استاد مشاور
طاهري ، فاطمه سادات
-
كتابنامه
80-83
-
توصيفگر فارسي
روايتشناسي ، زمان ، ژراژ ژنت ، كليدر
-
توصيفگر لاتين
Narratology , Time , Gerard Genette , Kelidar
-
چكيده
روايت شناسي از شيوههاي نوين علمي و پژوهشي در تحليل متون داستاني است. روايت شناسان ساختارگرا باهدف دستيابي به دستور زبان داستان به شرح و تفسير قواعد و نظام كلي در ساختار داستان ها ميپردازند. زمان،عنصر سازنده داستان و گفتمان روايي است. ژرارژنت، انديشمند فرانسوي در باب زمان، ناهمخواني زمان داستان و زمان متن را مطرح كرده است و نظريات روايت شناسي خود را در باب زمان در كتاب «گفتمان روايت » تشريح كرده است. ازآنجاكه خوانش داستانهاي فارسي بر اساس ديدگاه ژنت موجب ميگردد تا به تازههاي ادبي جديد دستيابيم، محقق بر آن شده است تا رمان دهجلدي كليدر، اثر محمود دولتآبادي را كه از مشهورترين رمانهاي فارسي معاصر است بررسي كند. مؤلفهي زمان روايي در رمان كليدر، در چارچوب عناصر نظم و ترتيب، تداوم و ديرش، بسامد، وجه و لحن بررسي ميشود.
اين پژوهش با روش توصيفي- تحليلي، مؤلفههاي زمان، وجه و صدا را بر اساس ديدگاه ژنت در كتاب گفتمان روايي، بررسي ميكند. نتيجه اين بررسي نشان مي¬دهد زمانبندي موجود در رمان كليدر، بيشتر از نوع گذشته نگر دروني است كه ايجاد تعليق در پيرنگ داستان نيز نموده است. در اين رمان، وقايع در دو و نيم سال (زمان تقويمي) در حدود دو هزار و پانصد صفحه روايت ميشود و تداوم كل داستان 001/0 ميباشد. شتاب داستان هم با توجه به مصداق حجم متن در مقابل زمان رخداد، شتاب منفي دارد و از بسامد مكرر براي بيان حوادث مهم داستان و تأكيد بر اهميت آن بهره برده است. راوي از ديدگاه داناي كل و با زاويه ديد كامل دروني، بازنمود ناهمگن داستان را بيان ميكند.
-
تاريخ نمايه سازي
1399/4/24
-
شماره ركورد
60034
-
لينک به اين مدرک :