هدف از انجام اين پژوهش شناسايي علل كاهش مخاطبان رسانه هاي جمعي ورزشي بود. جامعه آماري اين پژوهش را مخاطبان ورزشي رسانه هاي جمعي در شهر تهران به تعداد نامحدود تشكيل دادند. از بين اعضا جامعه آماري تعداد 200 نفر به شكل نمونه گيري تصادفي انتخاب و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. روش تحقيق توصيفي و از نوع پيمايشي بود كه به صورت ميداني اجرا شد. به منظور جمع آوري داده ها از پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر بر كاهش مخاطبان رسانه هاي جمعي ورزشي استفاده شد. روايي صوري و محتوايي پرسشنامه با استفاده از نظرات اصلاحي 10 تن از اساتيد مديريت ورزشي تعيين شد و پايايي پرسشنامه با استفاده از آزمون ضريب آلفاي كرونباخ 0.96 تعيين گرديد. به منظور تجزيه و تحليل داده ها از شاخص هاي توصيفي و آزمون هاي آماري t تك نمونه اي، فريدمن، t مستقل، تحليل واريانس و لامبدا ويكز استفاده شد. نتايج نشان داد 1- اختلاف معني داري بين ميانگين¬هاي مشاهده شده و فرضي مقياس علل كاهش مخاطبين رسانه هاي جمعي ورزشي(01/0,P<40/13t=) وجود دارد. با توجه (3> μcri =36/3μobs=) مي توان گفت كه آزمودني هاي تحقيق وضعيت مقياس علل كاهش مخاطبين رسانه هاي جمعي ورزشي را مهمتر از وضعيت فرضي قلمداد كرده اند. همچنين اختلاف معني داري بين ميانگين هاي مشاهده شده و فرضي مولفه هاي مقياس علل كاهش مخاطبين رسانه هاي جمعي ورزشي وجود داشت. يافته ها حاكي از آن بود كه اختلاف معناداري بين ميانگين رتبه هاي اولويت بندي مولفه هاي علل كاهش مخاطبين رسانه هاي جمعي ورزشي(01/0P≤ ,21/52=x2) وجود دارد. بالاترين ميانگين رتبه مربوط به مولفه اقتصادي(09/4) و پايين ترين رتبه مربوط به مولفه صحت (23/2) است. بين علل كاهش مخاطبين رسانه هاي جمعي ورزشي براساس جنسيت (05/0
و 236/2=F) تفاوت معني داري وجود ندارد.