چكيده
در ارجمندي نامة باستان، همانا شاهنامة حكيم ابوالقاسم فردوسي و چيرگي وي بر زبان و ادبيات
و تاريخ باستاني ايران تاريخي – از ديرباز تا روزگارِ خويش – بسيار كتابها و پژوهش هاي درخور
تصنيف و تاليف گرديده است. تلاش ها در زمينة شاهنامه پژوهي كه از سوي پژوهندگان ايراني و
غيرايراني انجام يافته، موجب گرديده است بسياري از موارد و نكاتِ تاريخي ، زباني، ادبي، آييني،
فرهنگي و ... شناخته و به ديده آيد. چيرگي و آگاهي پير توس در دانش اخترشناسي و اخترگويي
در جاي جايِ شاهنامه )اعم از دورة باستاني، دورة هزارة پهلواني، دورة تاريخي( در ميان سروده
ها به روشني نمايان است. پايه و اساس دانش اخترگويي يا فن استخراج مطالع كواكب از براي
مواليد، بستگي تام به دانش اخترشناسي و زمان تقويمي دارد. در صدور احكام، اگر منجم آگاه به
موضع و موقع كيهاني سيارات در توالي بروج نباشد نمي تواند زايجة سال و يا زايجة ديگري را
سامان دهد. از اين رو در سامان دادن هر زايجه و صدور حكم نياز به شناخت زمان خطي و
تقويمي است. در شاهنامه سروده هايي آمده كه گوياي زمان تقويمي )زمان بيروني( است. يعني با
سنجش هاي نجومي مي توان موقع تقويمي را به دست آورد. در اين پژوهش تلاش مي شود تا با
ارائة برخي سروده ها در شاهنامه، ضمن ذكر معاني و مفاهيم، اصطلاحات تنجيمي، همراه با سنجش
هاي نجومي به دقيق ترين مبدأهاي تقويمي )=گاهشماري( در نزد ايرانيان، از هزاره هاي دور تااواخردوره ساساني اشاره كرد.