چكيده
وقتي وارد عرصه روانشناسي و مشاوره شدم فكر ميكردم تغيير تفكر انسان پروسه اي بسيار سخت و چالش بر انگيز است ولي در طي مطالعات و كارگاههاي عملي متوجه شدم كه بافت درمان معجزه ميكند يعني همانگونه كه تفكر ، احساس و رفتارها در يك بافت معيوب و بيمار آسيب مي بيند مي تواند در يك بافت جمعي صحيح و صادق به حالت سالم و درست خود برگردد .
درمان گروهي يا گروه درماني جمعي از افراد هستند كه مي خواهند تغيير كنند.افراد شركت كننده به همراه يك روانشناس كه سكاندار اين پروسه متحرك و متغيير مي باشد تحول را آغاز مي كند .
در مسير تغيير ابتدا افراد از رفتار خود و احساس خود مي گويند و با دخالت مدير گروه كه همان روانشناس مي باشد ريشه تفكري اين رفتارها واكاوي مي شود . همراه با اين جريان فرد به خود آگاهي و شباهتهاي خود با ديگر افراد گروه پي مي برد. افراد مي آموزند كه اشتباه كردن ويژگي هر انساني مي باشد و احساس ندامت نيز به دنبال رفتارهاي اشتباه و نتايج آنها شكل مي گيرد. كم كم افراد به خود شفقتي دست مي يابد و اين احساس تعميم يافته و فرد را به ديگر شفقتي مي رساند .