-
پديد آورنده
زهرا ذاكري نصرآبادي
-
عنوان
واكاوي نظام معنايي شهروندان اصفهاني از زمان (تحليل جامعهشناختي زمانمندي زندگي روزمره در گروههاي اجتماعي)
-
عنوان به انگليسي
Understanding The Meaning System of Time in Isfahanian Citizens (Sociological Analysis of Everyday Life Temporality in The Social Groups)
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
جامعه شناسي گرايش مسائل اجتماعي ايران
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي پيام نور تهران
-
تاريخ دفاع
98/5/20
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
455ص.
-
استاد راهنما
محمدجواد زاهدي
-
استاد مشاور
وحيد قاسمي
-
كتابنامه
ندارد
-
واژه نامه
ندارد
-
توصيفگر فارسي
جامعهشناسي زمان، زمان بيوگرافيكي، زمانمندي توسعهزا، زمانمندي توسعهزدا، گروههاي اجتماعي، روش تحقيق تركيبي
-
توصيفگر لاتين
sociology of time, biographical time, development-orientated temporality, antidevelopment temporality, social groups, mixed method research.
-
شناسه هاي افزوده
امير ملكي استاد مشاور
-
چكيده
پژوهش حاضر مطالعهاي است پيرامون زمان و زمانمندي در زندگي روزمره با هدف واكاوي نظام معنايي شهروندان اصفهاني از زمان، گونهشناسي انواع زمانمندي در زندگي روزمره و نيز تبيين تفاوتهاي موجود در زمانمندي گروههاي اجتماعي. بدين منظور از روش تحقيق تركيبي كيفي-كمي از نوع اكتشافي متوالي با رويكرد تدوين ابزار استفاده شد. بخش كيفي با الهام از پديدارشناسي هوسرل و ديدگاه شوتس انجام شده است. پس از انجام مصاحبههاي عميق با 26 نفر از شهروندان جوان و ميانسال اصفهاني و كدگذاري به شيوهي كولايزي، 7 مقولهي تبييني حاصل شد: غلبه بيتعادلي بر تعادل در سرعت؛ حركتهاي توسعهمدار/ توسعهزدا در مسير زندگي؛ جهتگيريهاي ذهني و كنشهاي عيني پيشبرنده/بازدارندهي توسعه؛ تلفيق زماني ناكارآمد حوادث در مسير؛ سازمان زماني ركودآور، غلبهي زمانمندي دگرراهبر بر زمانمندي خودراهبر؛ غلبهي حال بر گذشته و آينده. تمامي اين مقولهها فضاي مفهومي مقوله هستهاي دوگانهي «زمانمندي توسعهمدارانه/ توسعه زدا»، با غلبهي وجوه ناكارآمد زماني، را به تصوير ميكشند. در نهايت 7 گونهي زماني استخراج شد: زمانمندي فرايندي و خطي (از نوع زمانمندي توسعهمدار) و فرسايشي، گردابي، روزمرگي، حادثه و نقطه نقطه (از نوع زمانمندي توسعهستيز). اين مقولهها در بخش كمي تحقيق، طي پيمايشي روي جامعهاي نمونه با حجم 582 نفر، در قالب متغيرهاي زماني مورد سنجش قرار گرفتند. طبق نتايج به دست آمده، بيشتر شهروندان در سنخ زماني روزمرگي قرار ميگيرند. جوانترها نسبت به ميانسالان نظم زماني كمتر دارند؛ حركتهاي گسسته و فرسايشي را بيشتر تجربه ميكنند و كمتر بر زمانمندي خود كنترل دارند. افراد متعلق به طبقهي بالا ميانگين نمرهي بالاتري در وجوه مثبت زمانمندي دارند و افراد متعلق به طبقهي پايين بيشتر وجوه منفي زمانمندي را تجربه ميكنند. طبق نتايج حاصل از تحليل مميز ميتوان گفت هر چه خودمداري در افراد بالاتر باشد و پايگاه اقتصادي اجتماعي پايينتري داشته باشند، زمانمندي ناكارآمدتري دارند. پيامد اين امر در سطح كلان جامعه، شكلگيري يك زمانمندي ناكارآمد است كه مانع تحقق فرايندهاي توسعه در پرتو افق و انتظارات مشترك ميشود. تغييرات ناموزون جامعه باعث ميشود حركت كنشگران در ريتمهاي زماني نامنظم بين پيشرفت و سكون، ظهور و غياب ريتمها، و به عبارتي زمان پرتنش، ادامه يابد و اگر فاقد منابع و فرصتهاي لازم براي تثبيت زمانمندي خود و حركت در مسير پيشرفت باشند، اين سرگرداني زماني ماندگار شده و كنشگر را در حركتي چرخهاي به عقبماندگي بيشتر خواهد كشاند. فقدان زمانمندي توسعهخواه مانع مشاركت كارآمد افراد در فرايندها و سياستگزاريهاي كلان توسعه و به چالش كشيدن ضعفها و نارساييهاي موجود در اين سياستگزاريها ميگردد و بدينترتيب نابرابريها و مسائل آسيبشناختي حاصل از روندهاي توسعهاي ناقص و ناكارآمد بازتوليد ميشوند و جامعه در چرخهي باطل و بازتوليدشوندهاي از توسعه نيافتگي گرفتار ميشود.
-
تاريخ نمايه سازي
98/7/2
-
نام نمايه ساز
امامي
-
شماره ركورد
56529
-
لينک به اين مدرک :