-
شماره راهنما
۳۰۳۵پ
-
پديد آورنده
توكلي پور ، محمد
-
عنوان
بررسي تطبيقي ديدگاه هاي غزالي و علامه طباطبايي در باب زبان دين
-
عنوان به انگليسي
The Comparative Study of Ghazali and Allameh Tabatabai’s Views on Religious Language
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي (Ph.D)
-
رشته تحصيلي
فلسفه دين
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تحصيلات تكميلي تهران
-
سال تحصيل
۱۳۹۶
-
تاريخ دفاع
۱۳۹۶/۲/۲۵
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
۲۸۰ص.
-
استاد راهنما
عليزماني ، امير عباس
-
استاد مشاور
پارسا ، عليرضا - محمدي ، ناصر
-
كتابنامه
۳۵۰-۳۷۵
-
چكيده
«زبان دين» خواهان كشف و تببين ماهيت زباني است كه در الفاظ و گزارههاي ديني به كار رفته است. اين كشف به ما كمك ميكند تا مراد اصلي يا فحواي حقيقي مضامين ديني را كه در قالب زبان بشري بيان شده است، دريابيم. بررسي تطبيقي ديدگاههاي غزالي و علامه طباطبايي، به مثابه دو انديشمند بسيار تأثيرگذار در جهان اسلام، در اين موضوع، در جاي خود واجد اهميت بسيار است. غزالي متأثر از نگرشهاي كلامي و يافتههاي عرفاني خود و با لحاظ مراتب مختلف ادراك مردمان، گاه اجتناب از تأويل را لازم ميداند؛ گاه ضرورت عدول از معناي ظاهر را خاطرنشان ميسازد و گاه با بحث از «روح معنا»، بيآن كه معناي ظاهر انكار شود، گوهر حقيقي معنا را فارغ از ويژگيهاي مصاديق آن منظور مينمايد. در عين حال، جريان انديشه او در اين باب به منزل اشتراك لفظي نيز ورود ميكند و پايان سير آن در معناشناسي اوصاف الهي چنين است كه حقيقتش نصيب فهم هيچ كس نخواهد شد و معاني آن در صيد هيچ ادراكي درنخواهد آمد. ديدگاه غالب علامه طباطبايي در معناشناسي اوصاف الهي ناظر به قبول معناي مشترك ميان اوصاف كمالي خدا و مخلوقات است. مشاهده كمالات در مخلوقات و علت تامه بودن خداوند، لزوم پذيرش قاعده «معطي الشي لايكون فاقداً له»، تحليل وجودشناختي خداوند به مثابه واجب الوجود، صرف الوجود و واجد بساطت محضه و وحدت حقه مقتضي آن است كه ذات الهي واجد جهات وجودي و كمالي تمامي موجودات به نحو برتر و شريفتر باشد. اين اقتضاء با تكيه بر نظريه «اشتراك معنوي و تشكيك وجودي» ضمن دلالت بر وحدت معنايي وجود و ساير مفاهيم كمالي ميان خالق و مخلوق، اختلاف واقعي آنها را در مصاديق به نحو تشكيكي ارزيابي ميكند. همچنين، بر اساس نظريه روح معنا، خصوصيات مصداق، ذات و اصل معنا را محدود نميسازد و آن معنا ميتواند از حيثيت عامي كه همان غرض و كاركرد ثابت در ميان مسماهاي مادي و مجرد لفظ است، حكايت كند. با اين حال، به رغم پرهيز كلي علامه از معناي شايع تأويل، اقبال وي در مواردي بدان، ظاهراً تا حدي از قول وي به وجود مجاز در سخن خداوند حكايت دارد. از اين گذشته، در معناشناسي اوصاف الهي در انديشه علامه گاه شاهد آنيم كه تعالي و تنزيه خدا از حدود مفاهيم و توصيفات بشري، از بيانناپذيري خداوند نشان دارد.
-
تاريخ نمايه سازي
۱۳۹۸/۳/۱۱
-
شماره ركورد
53995
-
لينک به اين مدرک :