-
شماره راهنما
۲۹۵۳پ
-
پديد آورنده
پرنوره ، مسلم
-
عنوان
بررسي و مقايسه تفسيرهاي قضا و قدر از منظر صدرالمتالهين و علامه طباطبايي
-
عنوان به انگليسي
Comparison and comparison of rhetorical and magnitude interpretations from the perspective of Sadr al-Mutaleh and Alameh Tabatabai
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور همدان
-
سال تحصيل
۱۳۹۷
-
مشخصات ظاهري
۱۰۵ص.
-
استاد راهنما
اكبر زاده ، ميثم
-
كتابنامه
۱۰۰-۱۰۲
-
توصيفگر فارسي
قضا و قدر، ملا صدرا، علامه طباطبايي، اراده، جبر، لوح محفوظ
-
توصيفگر لاتين
qaza and magnanimity, Mulla Sadra, Allame Tabatabai, will, algebra, reserved tablet
-
چكيده
قضا و قدر از عوالم وجود بوده و مرتبه اي از علم الهي است از آن جا كه مساله قضا و قدر به سرنوشت انسانيت و عالم خلقت مربوط است. هر انديشه آگاه و آزاد انديشي كه در عالم طبيعت به دنبال علتها و اسباب خلقت بوده است طرح اين مساله را يك امري ضروري و لازم ميداند. در حالي كه شكي نيست كه تقدير الهي يك تقدير عمومي است و خداوند وجود هر چيزي را اندازه گيري كرده است و لذا انسان با تفكر دقيق، پي خواهد برد كه نه از علم پيشين خداوند را مي توان انكار كرد و نه تقدير الهي را نسبت به تمام رخ دادها كه يكي از آنها كارهاي انسان است. قضاي الهي مبين انتساب همه عالم هستي در دو مرتبه علمي و عيني به حق تعالي است. تبيين و تحليل حقيقي مسأله قضاي الهي بايد با توجه به هر دو مسأله علم الهي از يك طرف و ضرورت نظام جهان هستي از طرف ديگر صورت بگيرد، زيرا قضاي الهي هر دو مسأله را تبيين ميكند و توجه به يكي از اين دو و غفلت از ديگري حقيقت مسأله قضاي الهي را بر ما آشكار نخواهد كرد. علامه طباطبايي اراده خدا را به علم او برنمي گرداند و همچنين آن را از جمله صفات ذات نمي شمارد، بلكه در نظر او در برابر صدرا اراده در شمار صفات فعل خداست، همچنين علامه قضا و قدر را بر اساس نظام عليت و معلوليت تفسير مي كند و قضا را نسبت شيء به علت تامه اش و قدر را نسبت شيء به علل ناقض مي داند، اما ملاصدرا قضا را به دونوع ذاتي و فعلي تعريف مي كند كه تعريف فعلي او از قضا اين گونه است كه قضا وجود حقايق كليه و صور عقليه موجودات در عالم عقلي است كه بر وجه كلي و بدون زمان به ابداع باري موجود شده اند و تعريف دوم او كه قضاي ذاتي است و تنها او به اين قضا تصريح كرده است و آن را همان صورتهاي علمي لازمه ذات واجب ميداند بدون آنكه هيچ جعل و تاثير و تاثري ميان واجب تعالي و آنها وجود داشته باشد و اين صورت هاي علمي از اجزاي عالم به شمار نمي روند و اين قضاي رباني كه صورت علم خداوند است قديم بالذات و باقي به بقاي الهي است و اين صورتهاي علمي بر علم ذاتي واجب كه جداي از او نيست حمل ميگردد. و قدر مرتبهي بعد از قضا است كه در آن صور اشيا با اندازه مشخصي از يكديگر جدا هستند و مرتبه قدر را كتاب محو و اثبات ميگويند و ملاصدرا قدر را صور جزئي موجودات در عالم نفس سماوي ميداند كه مطابق با مواد خارجي و شخصي آنها است . در واقع، علامه طباطبايي و ملاصدرا قضا را به عبارتي علم ذاتي خداوند به ماسوا ميدانند با اين تفاوت كه يكي علم را عين ذات و ديگري زائد بر ذات ميداند . دانستيم كه لوح محفوظ و لوح محو و اثبات كه نامهاي ديگر قضا و قدر ميباشند هردو كتاب مبيناند با اين تفاوت كه اولي مرتبط با عقل فعال و ديگر عقول مجرد بوده است و دومي جنبه نفسي دارد، قضا ثبات داشته و حتمي است و قدر غير حتمي و تغييرپذير
-
تاريخ نمايه سازي
۱۳۹۸/۲/۱۷
-
شماره ركورد
53005
-
لينک به اين مدرک :