چكيده
تحقيق حاضر با هدف¬" تعيين رابطه¬ي بين عوامل فردي و آموزشي با فريبكاري تحصيلي دانشجويان " صورت گرفته است. در اين تحقيق كه توصيفي و از نوع همبستگي مي¬باشد. جامعه آماري كليه دانشجويان مقطع كارشناسي دانشگاه فردوسي مشهد شامل 12668 دانشجو بود. با استفاده از جدول كرجسي و مورگان حجم نمونه براي جامعه دانشجويان 352 نفر تعيين و به روش نمونه گيري طبقه¬اي نسبي انتخاب گرديدند. براي جمع آوري داده¬ها از پرسشنامه خودكارآمدي زاژاكووا و همكاران (2005)، انگيزش تحصيلي ورلند، بليز، برير و پليتر (1989)، نيازهاي خودتعيين گري دسي و رايان (1985)، عدالت آموزشي گل پرور (1387)، رفتار مدني- تحصيلي گلپرور (1387) و پرسشنامه رفتار تقلب تحصيلي خامسان و اميري (1390) استفاده شد. براي تجزيه و تحليل دادهها علاوه بر شاخصهاي آمار توصيفي از جمله ميانگين و انحراف استاندارد از ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون چندگانه استفاده شد. نتايج ضريب همبستگي پيرسون نشان داد بين عوامل فردي (خودكارآمدي تحصيلي، انگيزش تحصيلي، نيازهاي خودتعيين گري) و عوامل آموزشي (رفتار مدني- تحصيلي، عدالت آموزشي) با فريبكار تحصيلي رابطه منفي و معناداري وجود دارد ( 01/0 >sig). همچنين نتايج تحليل رگرسيون چندگانه نشان داد كه فريبكاري تحصيلي از طريق متغيرهاي رفتار مدني- تحصيلي، عدالت آموزشي و انگيزش تحصيلي قابل پيش بيني است.