بررسي تطبيقي جنايت و مكافات داستايفسكي و تهران مخوف مشفق كاظمي بر اساس نظريّۀ لوسين گلدمن و همفكران او
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
محل تحصيل
پيام نور ساري
سال تحصيل
1396
تاريخ دفاع
96/10/27
مشخصات ظاهري
105ص
استاد راهنما
دكتر مهدي خادمي كولايي
استاد مشاور
دكتر حميد عالي كرد كلايي
توصيفگر فارسي
ادبيات , جامعه¬شناسي ادبيّات , ادبيّات تطبيقي , لوسين گلدمن , تهران مخوف , جنايت و مكافات
چكيده
جامعه¬شناسي ادبيّات دانشي جديد و ميان¬رشته¬اي است كه به بررسي تأثير جامعه بر ادبيّات و تأثير ادبيّات بر جامعه مي¬پردازد. در رمان بين فرم رمان و ساختار اجتماعي آن رابطه¬اي مستقيم وجود دارد. در دنياي رمان شخصيّت¬هايي وجود دارند كه از وقايع و رويدادهاي جامعه تأثير مي-پذيرند و در مقابل هم نسبت به آنها عكس¬العمل نشان مي¬دهند. داستايفسكي و مشفق كاظمي درآثارشان به چنين موضوعاتي پرداختند. در اين پژوهش كه به شيوة توصيفي ـ تحليلي نگاشته شده، نگارنده در ابتدا نظريّه¬هاي جامعه¬شناختي منتقدان برجسته¬اي از قبيل لوكاچ، باختين و گلدمن را بيان مي¬كند و سپس بر مبناي نظريّه¬هاي مذكور و با استفاده از منابع كتابخانه¬اي به نقد دو رمان مي¬پردازد. داستايفسكي در اثرش از مسائلي چون بيكاري، روسپيگري، فقر اقتصادي و اختلاف طبقاتي سخن به ميان مي¬آورد. مشفق كاظمي به بررسي مسائلي چون فساد اداري، سياسي و اقتصادي، روسپيگري، خرافات و بيسوادي در جاﻣﻌﮥ عهد قاجار و اوايل عصر رضا¬خان مي¬پردازد. آنان در آثارشان به طبقات فرودست جامعه و به ويژه جايگاه زن توجّه خاصّي داشتند. نتيجۀ نهايي حاكي از اين است كه نويسندگان، داستايفسكي و مشفق كاظمي، اين آثار ياد شده را بر اساس جهان¬بيني¬شان و همچنين تأثير عوامل اجتماعي، اقتصادي و سياسي بر زندگي مردم نوشتند. هدف از نقد جامعه¬شناختي اين آثار، ترسيم طبقات اجتماعي و وضعيّت اقتصادي، فرهنگي و سياسي جوامعي است كه اين دو نويسنده در آن زيسته و باليده¬اند.