چكيده
يكي از مسائل مهم فقهي -حقوقي و اجتماعي حضانت است كه اجراي درست يا نادرست آن در آينده كودكان تأثير بسزايي دارد. زيرا كودكان به نگهداري، تعليم، تربيت و حراست خاصي نيازمندند و تا زماني كه والدين زندگي مشترك را با هم ادامه مي دهند براي كودكان مشكل خاصي وجود ندارد بلكه مشكلات اصلي اضطراب و نگراني ها بعد از طلاق و جدايي مطرح مي شود.حضانت نگهداري و تربيت طفل است به گونه اي كه صحت جسماني و تربيت وي با توجه به نيازمنديهاي حال و آينده او، و وضع و موقعيت والدين طفل تأمين گردد. مشهور فقها و به تبع آن قانون مدني ايران برآنند كه مادر براي حضانت فرزند تا 7 سال شايسته تر است. در حقوق ساير كشورها علي¬الخصوص فرانسه نيز حضانت تحت عنوان «ولايت ابويني» مطرح شده است كه علاوه بر سرپرستي كودك، ولايت بر اموال او را نيز در بر مي گيرد. ظاهراً حضانت براي مادر حق و براي پدر حق و تكليف است؛ اگر چه نظرات مخالف نيز در اين زمينه وجود دارد. مهمترين مسأله در بحث حضانت، حفظ مصلحت طفل است كه مورد نظر قانونگذار بوده است؛ به همين جهت چنان كه ابوين شايستگي و شرايط اخلاقي لازم را دارا نباشد، اين حق از آنها سلب و به فرد شايسته اي كه دادگاه معين مي كند، اعطا مي شود. در اين وجيزه سعي بر آن شده است به بررسي حقوق و تكاليف والدين در قبال فرزندان از ديدگاه قرآن و فقه، علي¬الخصوص فقه اماميه و قانون مدني ايران و ساير كشورها، پرداخته و در پايان بـعضي از مفاد اعلامـيه جـهانـي حقوق كودك را ارزيابي كرده، نتايجي ارائه گردد.