-
شماره راهنما
PHD ۹۲۱
-
پديد آورنده
برادران مراد
-
عنوان
تحليل نقش سياستهايرفاهي مسكن در توليد غيررسميت (بررسي نمونهي ميانآباد ـ اسلامشهر ـ تهران)
-
عنوان به انگليسي
Role of Housing Welfare Policy in Generating of informality: The case of Mian Abad, Eslamshahr, Tehran
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
جامعهشناسي گرايش بررسي مسائل اجتماعي ايران
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
۱۳۹۰
-
تاريخ دفاع
۱۳۹۶/۱۰/۳۰
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
۲۰۵ ص
-
استاد راهنما
غفاري غلامرضا
-
استاد مشاور
زاهدي محمدجواد - ربيعي علي
-
كتابنامه
۱۸۹ - ۲۰۲ ص
-
توصيفگر فارسي
سياستهايرفاهي مسكن، برنامهريزي، غيررسميسازي، تهران،اسلامشهر، ميانآباد.
-
توصيفگر لاتين
: housing welfare policies, informal modeling, Mianabad, Eslamshahr.
-
شناسه هاي افزوده
غفاري غلامرضا زاهدي محمدجواد - ربيعي علي برادران مراد
-
چكيده
هدف اصلي اين رساله، تحليل نقش سياستهايرفاهي مسكن در توليد پديدهي غيررسميت يا غيررسمي-سازي است. در اين راستا تلاش شده است تا با تمركز بر تئوري مفهومي غيررسمي و همچنين با استفاده از شيوههاي تحليل كيفي و با بهرهگيري از روشهاي تحليل اسناد و سياست، چگونگي برآمدن پديدهي مورد نظر در بستر تحولات تجربه شده در حوزهي تحقيق، مورد واكاوي قرار گيرد.
بنابر تحليلهاي انجامشده و نيز با اتكاي بر چارچوب مفهومي پژوهش، ميتوان گفت كه در نتيجهي تحولات جهاني، به ويژه در 4 دههي گذشته و فراگيرشدن سياستهاي نئوليبرالي در نتيجهي غلبهي شكل خاصي از شهريشدن سيارهاي، شاهد آن هستيم كه تبديل زمين به كالا به بخش لاينفك سياستهاي حوزهي زمين و مسكن شهري در تمام كشورها (شمال و جنوب) تبديل شده است. در چنين شرايطي، سياستهاي رفاهي مسكن خود ماهيتي غيررسمي پيدا كرده¬ و تبديل به سازوكاري براي بازتوليد غيررسميت در شكل سكونتگاههاي غيررسمي شده اند. اين شكل از شهريشدن، كه برخاسته از سرمايهداري شهري يا همان فازِ توليدِ فضا است، اساساً به واسطهي غيررسميسازي در يك سو و رسميسازي از سوي ديگر پيش ميرود. به تعبير دقيقتر، در شرايط كنوني، اين ها دو فرايند مجزا نيستند، بلكه در واقع يك فرايند هستند: فرايند رسميسازي/غيررسميسازي كه در ادبيات رايج برخي آن را غيررسميت مينامند. بر اين اساس ديگر يك سكونتگاه نيست كه غيررسمي محسوب ميشود، بلكه قوانين، برنامهها، و سياستها نيز بخشي از فرايند غيررسميت هستند. يك سكونتگاه غيررسمي بر اين مبنا فقط در چارچوب شبكههايي از اقدامات، رويهها و فرايندهاي رسمي/غيررسمي معنادار است و توليد ميشود.
نكتهي مهم اينكه در برخي كشورهاي غربي با پيشينهي صنعتي، فرايند شهريشدن سيارهاي با اتكاي يك فرايند صنعتيشدن رخ داده است حال آنكه در ايران، به تعبيري با شهريشدن بدون صنعتيشدن مواجهيم. شهريشدن در ايران با يك اقتصاد نفتي را حتي ميتوان شهريشدن نفتي ناميد. اين ويژگي باعث ميشود تا تفاوتهايي بين تجربهي شهريشدن در ايران و كشورهاي صنعتي غرب رخ دهد. از جمله اينكه در فقدان يك اقتصاد توليديِ قدرتمند، سرريزشدن سرمايهها به مستغلات باعث ميشود اقتصاد شهر و در نتيجه كشور، اساساً ماهيتي بورسبازانه و احتكاري پيدا كند و در صورت بروز بحران، پيامدهاي فاجعهباري به دنبال داشته باشد. در فقدان سازوكارهاي دولتي سفت و سخت مانند آنچه در كشورهاي صنعتي اروپاي غربي شاهدش هستيم، اين روند اقتصادي در ايران به شكل مهارناپذير پيش ميرود. به طوري كه نهادهايي مانند شهرداري و نهادهاي دولتي/شبهدولتي خود تبديل به عامل اصلي يك اقتصاد بورسبازانهي مبتني بر مستغلات ميشود. بديهي است كه در چنين شرايطي، سياستهاي رفاهي مسكن كاركرد اصلي خود را از دست خواهند داد و خود به بخشي از سازوكار بورسبازانه و كاسبكارانهي بازار زمين و مسكن تبديل و منجر به بازتوليد غيررسميت و حاشيه نشيني در مناطقي مانند ميان آباد- اسلامشهر مي شوند.
-
شماره ركورد
48429
-
لينک به اين مدرک :