هدف: پژوهش حاضر باهدف مقايسه¬ي اثربخشي مداخله شناختي رفتاري مبتني بر الگوي مارلات و مداخله پيشگيري از بازگشت بر پايه¬ي ذهن آگاهي در ميزان تنظيم هيجان، همدلي، رفتار جامعه پسندي، شناخت اجتماعي، بهزيستي اجتماعي و پيشگيري از عود در سوءمصرف كنندگان مواد انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نيمه تجربي (دو گروه آزمايش و يك گروه كنترل) همراه با پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري بود. جامعه اين پژوهش شامل كليه بيماران مبتلابه سوءمصرف مواد مخدر بود كه در شش ماه اول سال 1396 در كلينيكهاي ترك اعتياد با درمان نگهدارنده متادون شهر اصفهان مشغول درمان بودند كه از اين ميان 60 نفر بهصورت هدفمند انتخاب و پس از همتا سازي در سه گروه 20 نفره مداخله مداخله پيشگيري از عود مبتني بر مدل مارلات، مداخله پيشگيري از عود مبتني بر روش ذهن آگاهي و گروه كنترل جايگزين شدند و به پرسشنامههاي پژوهش شامل مقياس همدلي بارون – كوهن (2003)، پرسشنامه شخصيت جامعه پسند (پنر، 2002)، پرسشنامه بهزيستي اجتماعي كيز (1998)، آزمون تصاوير هيجان چهرهاي اكمن و فرايزن (1976) و پرسشنامه نظم جويي شناختي هيجاني گارنفسكي (CERQ) پاسخ دادند؛ همچنين جهت بررسي مصرف مواد از آزمايش مرفين استفاده شد. دادههاي پژوهش با استفاده از نرمافزار آماري SPSS-24 موردبررسي و تجزيهوتحليل قرار گرفت. يافتهها: يافتههاي حاصل از پژوهش حاضر نشان داد در متغيرهاي تنظيم هيجان، همدلي، رفتارهاي جامعه پسند و بهزيستي اجتماعي تفاوت معناداري بين گروه آزمايش شناختي رفتاري مبتني بر الگوي مارلات با گروه آزمايشي پيشگيري از بازگشت بر پايه ذهن آگاهي وجود ندارد (05/0
P).نتيجهگيري: مداخله شناختي رفتاري مبتني بر الگوي مارلات و مداخله پيشگيري از بازگشت بر پايه¬ي ذهن آگاهي با ايجاد تغييراتي در متغيرهاي شناختي و هيجاني ميانجي مصرف مواد خطر بازگشت به مصرف مواد را كاهش ميدهد؛ مي توان جهت كنترل عوارض شناختي و اجتماعي مصرف مواد از درمانهاي فوق استفاده نمود.