-
شماره راهنما
۴۴۳۸۲
-
پديد آورنده
پزشكي شوشي، اشكان
-
عنوان
بررسي رابطه رهبري دانش محور در مديريت دانش و عملكرد نوآوري سازمان
-
عنوان به انگليسي
The role of knowledge-oriented leadership in knowledge management practices and innovation
-
رشته تحصيلي
م. فناوري اطلاعات
-
محل تحصيل
تهران غرب
-
سال تحصيل
۱۳۹۶
-
تاريخ دفاع
۱۳۹۶/۰۳/۰۲
-
وضعيت پايان نامه
بسيار خوب
-
استاد راهنما
پرهيزگار، محمد مهدي
-
استاد مشاور
عيدي، فاطمه
-
توصيفگر فارسي
دانش محور- نواوري-
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ تهران غرب
-
چكيده
امروزه دانش بعنوان يك دارايي ارزشمند و يك منبع و سرمايه راهبردي در سازمان مطرح است و ارائه خدمات و محصولات با كيفيت و اقتصادي بدون بهرهگيري و مديريت اين منبع ارزشمند كاري دشوار و اغلب غيرممكن است. مديريت دانش بر اين انديشه استوار است كه ارزشمند ترين منبع هر سازمان دانش كاركنان آن است. اين تمركز از نرخ بالاي تغييرات در سازمانهاي امروزي و كل جامعه نشات مي گيرد. مديريت دانش بر اين اساس شكل گرفته است كه امروزه همه كارها دانش مدار است و همه كاركنان به نوعي كاركنان دانشي محسوب مي شوند(شاه طهماسبي و اردكاني، 1388). مديران تلاش مي كنند از طريق مديريت دانش، دانش انباشته در ذهن اعضاي سازمان را استخراج نموده و آن را در ميان تمامي افراد تسهيم نمايند، در اين حالت دانش ذخيره شده در سيستم تبديل به يك منبع قابل استفاده دائمي مي شود و مزيت رقابتي پايدار جهت سازمان فراهم مي آيد(نعمتي و جمشيدي، 1386). امروزه با توجه به تغييرات شگفت انگيز محيطي كه شاهد رقابتهاي بيش از پيش سازمانهادرعرصهفناوري و قدرت هستيم، اهميت توجه به منابع انساني بيشتر نمايان مي شود، به طوري كه تغييرات در شيوه نگرش را ايجاب ميكند. از طرفي تغييرات سياسي دولتها، سازمانها را به مرحله جديدي از فضاي رقابت وارد مي كند، به طوري كه هر فضا، شيوهاي مناسب درهر تغيير را ايجاب ميكند. در اين ميان شركت ها و سازمانهاييموفق هستند كه بتواند متناسب با تغييرات، با بهرهگيري از ابزارهاي مديريتي و فنآوريهاي نوين، از فرصت ايجاد شده بهترين بهره را ببرند. دانش به ساختار سازماني قدرت مي دهد به اعضاي سازمان اجازه مي دهد ارزشها و قابليتهاي سازماني را به راههاي مشخص شده نشان دهند. اين امر فرصت خلاقيت و نوآوري را درون نوعي بستر فرهنگي ايجاد مي كند كه به انسجام منجر مي شود. دانش باعث استقلال حداكثري كاركنان، فعاليتهاي خلاقانه و توليد حكمت سازماني و در نهايت توسعه قابليت خود مديريتي افراد و گروهها را ايجاد مي كند. اين در حالي است كه سرمايه هاي مادي، نيروي انساني و منابع طبيعي به عنوان منابع ثانوي سازمان ها در نظر گرفته مي شوند. اين رويكرد نوين در "سازمانهاي دانش محور" به روشني قابل تشخيص است.
به علاوه، گسترش وسايل ارتباطي سبب شده است كه ديگر "دانش ذي قيمت" تنها در اختيار معدودي از مديران ارشد يك سازمان نباشد. در گذشته رهبران عالي سازمان ها چشم انداز دراز مدت و تصميم گيري هاي كلان را مورد توجه خود قرار مي دادند، حال آنكه روز به روز و فصل به فصل "دانش تأثيرگذار" توسط "سيستم دانشي"موجود در سازمان كه متشكل از "كاركنان دانشي" آن سازمان است توليد و منتشر مي شود. در نتيجه، چالش اصلي فرا روي مديران امروزي افزايش دانايي و ارتقاي كارايي كاركناني است كه دانشي را توليد مي كنند كه سبب افزايش "ارزش بازار" ميگردد. بدين ترتيب شاهد پديد آمدن نسل جديدي از سازمانهاي دانش محور هستيم كه از آنها با عنوان "سازمانهاي ارزش آفرين" ياد مي شود.و اينكه سازمانها براي غلبه بر موانع طبيعي فرا روي تسهيم و اشتراك دانش در محيط هاي بزرگ كسب و كار فايق آيند بايد با هر اندازه و هر تخصص به اين باور برسند كه تبادل تجربيات و نه فقط كاربرد فناوري، قلب و كانون توانايي مديريت دانش در تأمين اهداف تجاري و نياز كاربران و مشتريان است. اين امر به ويژه در يك فرهنگ آزاد با تقويت كانال هاي ارتباطي صورت مي پذيرد. رهبري دانش براي تسهيل ايجاد فضاي مورد نياز تشريك و تسهيم دانش لازم است. بنابراين شركت خودرو سازي مديران خودرو براي رسيدن به اهداف و رسالت هاو چشم اندازهاي خود در اين بازار كه هر روز در حال ارائه محصول جديد و داراي نوآوري زيادي هستندنيز از اين امر مستثني نيست. پژوهشگر در اين پژوهش در پي پاسخ به اين سئوال است كه عوامل موثر بر رهبري دانش گرا در راهكارهاي مديريت دانش و نوآوري شركت خودروسازي مديران خودرو كدامند؟
-
تاريخ نمايه سازي
۱۳۹۶/۱۱/۱۷
-
شماره ركورد
44974
-
لينک به اين مدرک :