چكيده
موضوع پايان¬نامه، ترجمه¬ي¬ اشعار حسين بن منصور حلّاج به گردآوري و تحشيهِ لويي ماسينيون و بررسي صور خيال محتواي آنها مي¬باشد. چون نُسَخ موجود از «ديوان الحلّاج» ماسينيون، هيچ¬كدام اِعراب كامل ندارند و اين مهم ترجمه¬ي متن را دشوار مي¬سازد، پژوهش ابتدا بر مبناي نحو عربي و تحليلِ پژوهشي هر قطعه، با نگرش دقيق به آراء و عقايد و شرح كامل احوال حلّاج و نيز يادداشت¬هاي ماسينيون و الشيبي، به اِعراب¬گذاري كامل اشعار پرداخته و سپس ترجمه¬ي نصّ اشعار را به فارسي ارائه مي¬¬نمايد. حينِ ترجمه، در موارد مقتضي، تعليقاتي با هدفِ دركِ مفاهيم و اصطلاحاتِ مستعمَل در اشعار، به¬همراه شرح و توضيح در نظر گرفته شده است. مبناي ترجمه، تلاش بر امانت¬داري درحقّ واژگان عربي به¬كارگرفته¬ي حلّاج بوده و از كلّي¬نگري و برداشت حسّي و سليقه¬اي به قطعات، جداً اجتناب شده است. فصل اول و دوم به كلّيات و احوال حلّاج مي¬پردازد؛ فصل سوم، اشعار حلّاج به¬همراه ترجمه و تعليقات است؛ فصل چهارم به نقدِ سنّتي تصاويرِ تشبيه و استعاره در اشعار پرداخته و سپس طي نقدِ ادبي نوگرا، سبك تصوير در بافتِ كلّي، از قبيل رمانتيسم و سمبليسم را بررسي و تصاوير اسطوره و تمثيل و پارادوكس را ارائه مي¬كند. فصل پنجم نيز به نتيجه¬گيري اختصاص دارد. امروز حلّاج بيشتر به¬عنوان يك علمدارِ عشقِ الهيِ مستور در هاله¬اي مبهم از اسطوره و كرامات تلقي مي¬گردد، تا سخنوري چيره¬دست با تأثيرگذاري و نفوذ بالا در مخاطبان. پژوهش، بلاغت حلّاج را از دريچه¬ي صور خيال اشعارش مي¬آزمايد و با تحليل عناصر تصويري اشعار، نتيجه مي¬گيرد كه حلّاج، در بلاغت، سخنوري حاذق و توانا بوده است و سواي مباحث عقيدتي و تنها از ديدگاه فنّيِ ادبي، مي-توان از او به عنوان صوفي مبلّغي ياد نمود كه اشعارش براي شعر دوره¬ي عبّاسي نوگرايانه و داراي سبك تصويري رمانتيك سمبليك و گاهي سورئال، استعارات و تشبيهات از نوع مركّب، و انواع ديگر از تصاوير خيال مي¬باشد.