باورهاي ديني قوي سبب مي شود كه افراد بهتر بتوانند در موقعيت هاي مساله دار يك راه و روش منطقي و صحيح را انتخاب نمايند. پژوهش حاضر سعي بر آن دارد تا نقش جهت گيري ديني را در زمينه هاي تصميم گيري مديران بررسي كند. لذا هدف مطالعه ي حاضر بررسي رابطه جهتگيري ديني و شيوههاي حل مساله را بين مديران اداره آموزش و پرورش ناحيه 3 استان فارس بود.
پژوهش حاضر يك مطالعه توصيفي از نوع همبستگي بود. جامعهى آمارى اين پژوهش، شامل كليه مديران اداره آموزش و پرورش ناحيه 3 استان فارس كه در سال 1395 مشغول به كار مي باشند كه با توجه به اطلاعات بدست آمده تعداد اين كاركنان بالغ بر 356 نفر مي باشند. حجم نمونه شامل 186 نفر از مديران مديران اداره آموزش و پرورش ناحيه 3 استان فارس كه داراي شرايط ورود به مطالعه بودند؛ مي باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 186 نفر برآورد گرديد. شيوه نمونه گيري به صورت تصادفي طبقه اي بود. جهت گردآوري داده ها از پرسشنامه ي 21 سوالي جهت گيري ديني آلپورت (1963) و پرسشنامه سبكهاي تصميمگيري اسكات و بروس (1995) استفاده شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد.
جهتگيري ديني دروني غير از سبك تصميم گيري آني و اجتنابي، با بقيه سبكهاي تصميم گيري و نمره كل، همبستگي معنادار(05/0>p)، دارد؛ به گونه اي كه بيشترين ميزان همبستگي به نمره ي تصميم گيري عقلايي (35/0 =r) و كمترين ميزان نيز به تصميم گيري اجتنابي (10/0- =r)، مربوط است. جهتگيري ديني بروني غير از سبك تصميم گيري آني، با بقيه سبكهاي تصميم گيري و نمره كل، همبستگي معنادار(05/0
تاريخ نمايه سازي
24/06/1396
شماره ركورد
42649
لينک به اين مدرک :