چكيده
زمان از عناصر مهم روايت به شمار مي آيد و در ساختارشكني هايي كه ممكن است نويسنده يا راوي در سير حوادث داستان صورت دهد , اهميتي ويژه دارد . در ميان روايت شناسان ژرار ژنت جامع ترين مباحث را در باب مولفه زمان , ذيل ناهمخواني ميان زمان داستان و زمان متن مطرح كرده , و معتقد به سه نوع رابطه زماني ميان زمان داستان و زمان متن است : 1-نظم و ترتيب , 2-تداوم, 3-بسامد . در اين پژوهش كه در هدف شناخت هر چه بهتر مولفه هاي روايي داستانهاي معاصر فارسي صورت پذيرفته , چهار داستان موفق فارسي يعني نخل , خمره , آب انبار و مثل ماه شب چهارده اثر هوشنگ مرادي كرماني از منظر زمان روايي مورد بررسي قرار گرفته است . در اين تحقيق تلاش گرديده تا زمان روايي در مسير حركت داستان به زمان روايي بر اساس نظريه ژرار ژنت بررسي گردد . نتيجه اين پژوهش نشان از آن دارد كه مسئله زمان روايي در چهار داستان : نخل , خمره , آب انبار و مثل ماه شب چهارده موجب گرديده تا خوانش و پيشبرد روايت در اين داستانها بهتر صورت گرفته , و در شهرت و ماندگاري اين آثار تاثير داشته است .