-
شماره راهنما
1318پ
-
پديد آورنده
محمدي مجد ، محمدجواد
-
عنوان
بررسي روش تفسيري قرآن به قرآن با محوريت الميزان، الفرقان، اضواء البيان و تسنيم
-
عنوان به انگليسي
Analyzing the Qurān by Qurān interpretative method, based on Almizān, Alfurqān, Adhwa`ulbayān and Tasnīm
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
الهيات – علوم قرآن و حديث
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور اهواز
-
سال تحصيل
1395
-
مشخصات ظاهري
142ص.
-
استاد راهنما
رشيدپور ، ابوالقاسم
-
استاد مشاور
جلالي ، مصطفي
-
كتابنامه
116-122
-
توصيفگر فارسي
روش تفسيري، قرآن به قرآن، الميزان، الفرقان، اضواءالبيان، تسنيم
-
توصيفگر لاتين
Interpretative method, Qurān by Qurān, Almizān, Alfurqān, Tasnīm
-
چكيده
تفسير كه به معناي شرح و تبيين آيات قرآن است و از دوران نزول وحي قرآني با شخص پيامبر اكرم آغاز شد، پس از رحلت آن حضرت به تدريج بسط و تنوع يافت و گرايش ها و روش هاي مختلفي در اين حوزه پديد آمدند.يكي از روش هاي تفسيري كه مباني نظري آن در قرآن كريم و بيانات معصومين «عليهم السلام» يافت مي شود و در قرن اخير مورد توجه قرآن پژوهان و مفسران قرار گرفته است، روش قرآن به قرآن است.در پژوهش پيش رو، رويكرد مفسران در انتخاب و به كارگيري روش تفسيري قرآن به قرآن، مباني نظري و گستره ي آن، و كاركرد منابع ديگر به ويژه سنت در قبال آن مورد بحث قرار گرفته تا معلوم گردد كه آيا مفسران از مطرح كردن عنوان قرآن به قرآن يك معنا را اراده كرده اند يا در اين زمينه اختلاف رويكرد وجود دارد. برخي اين روش را به عنوان بايسته ترين روش تفسيري در كنار ساير روشها مي دانند و بر اين اساس به ديدگاه «استفاده ي حداكثري از قرآن در تفسير» معتقد شده اند. از طرفي، برخي ديگر با مطرح كردن مبناي«قرآن بسندگي در تفسير» قرآن را بي نياز از هرگونه منبع براي تبيين مقاصد و مداليل خويش ميدانند.
از اين رو چهار تفسير الميزان، الفرقان، اضواءالبيان و تسنيم كه از مهمترين و مشهورترين تفاسيري هستند كه در آن ها روش قرآن به قرآن مطرح شده است، مورد بررسي قرار گرفته اند.
نتايج به دست آمده در اين پژوهش نشان مي دهد در تفسير اضواءالبيان، ديدگاه «استفاده ي حداكثري از قرآن در تفسير» به كار گرفته شده و صاحبان تفاسير الميزان، الفرقان و تسنيم به ديدگاه «قرآن بسندگي در تفسير» معتقدند.
-
تاريخ نمايه سازي
1396/5/22
-
شماره ركورد
41946
-
لينک به اين مدرک :