چكيده
رضايت شغلي ازمهمترين متغيرهادرحيطه رفتارسازماني محسوب ميشودوتحقق اهداف سازماني بدون رضايت شغلي مكانپذيرنميباشد. يكيازوظايفمهم رهبران و مديران درسازمانها،شناسايي استعدادهاي بالقوه كاركنان وفراهم نمودن زمينه هاي رشدوشكوفايي آنان است.اينمطالعه باهدف بررسي رابطه بين سبك رهبري و رضايتشغلي است.روش جمع آوري اطلاعات دراين تحقيق كتابخانه اي است.بر اساس يافته هاي قدرت آبادي ( 1384 )،سبك رهبري استبدادي باميزان رضايتشغلي كاركنان رابطه معكوس و سبك رهبري مشاركت جو با رضايت شغلي رابطه مثبت دارد.