چكيده
در اين تحقيق تنوع سيتوژنتيكي در 16 جمعيت گشنيز با استفاده از تكنيك تجزيه كاريوتيپي مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج حاصل از مطالعه كاريولوژيكي نمونه هاي نوك ريشه نشان داد كه عدد پايه كروموزومي در تمام جمعيت هاي مورد بررسي 11= x و تعداد كروموزوم 22=x2=n2 بود. از لحاظ سطح پلوئيدي، همه جمعيت ها ديپلوئيد بودند. براساس جدول s،Stebbin هفت جمعيت در كلاس 4A، چهار جمعيت در كلاس 4B، يك جمعيت در كلاس 3B و بقيه جمعيت ها در كلاس 3A قرار گرفت كه اين امر بيانگر عدم تقارن كروموزومي در بين جمعيتها بود. نتايج به دست آمده نشان داد كه بين جمعيت ها از لحاظ صفات طول كل كروموزومي(TL)، طول بازوي بلند(LA)، طول بازوي كوتاه(SA)، نسبت طول بازوي بلند به كوتاه، نسبت طول بازوي كوتاه به بلند، شاخص سانترومري(CI)، درصد شكل كلي كاريوتيپ(%TF)، اختلاف دامنه طول نسبي(%DRL)، طول نسبي كوتاهترين كروموزوم (S%)، درصد طول نسبي بازوي بلند(L%)، ضرايب نامتقارن درون كروموزومي(A1)، بين كروموزومي(A2) و ضريب تغييرات طول كروموزوم(CVcl) اختلاف معني داري در سطح احتمال 1% وجود دارد كه بيانگر وجود تنوع در اندازه و تقارن كروموزومها در ميان جمعيتهاي مورد بررسي بود. از لحاظ صفت شاخص عدم تقارن كاريوتيپ(AI)، اختلاف معني داري مشاهده نشد. براساس نتايج بدست آمده از ضرايب همبستگي بين صفات، شاخص عدم تقارن(AI) با صفات A2و DRL همبستگي مثبت و معني داري داشت. شاخص عدم تقارن(A1) با AR همبستگي مثبت و معني دار و با TF%، CI و r-value همبستگي منفي و معني دار داشت. شاخص A2 همبستگي مثبت و معني دار با صفت DRL و منفي ومعني دار با S نشان داد ولي ارتباط قابل توجهي با ساير شاخص ها نشان نداد. شاخص طول كل كروموزوم (TL) با پارامترهايي كه مستقيما از طول بازوها بدست مي آيند ارتباط مثبت ومعني داري نشان داد. بيشترين همبستگي بين طول كل كروموزوم و جمع بازوهاي بلند و كوتاه با مقادير 98/0و90/0 نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ اين صفات با هم در مجموعه است. ارتباط مثبت و قوي بين صفات r-value و TF%وجود داشت. در تجزيه به عاملها سه عامل اول، دوم و سوم در مجموع 84/94 درصد از كل تنوع موجود بين جمعيتها را توجيه نمودند. عامل اول به تنهايي 08/47 درصد از تنوع كل را تبيين نمود. اين مقدار براي مؤلفه هاي دوم و سوم به ترتيب برابر با 25/26و 50/21 درصد بود. در عامل اول، شاخص سانترومري، نسبت بازوي كوتاه به بلند و داراي بار عامل مثبت و بالا و نسبت بازوي بلند به كوتاه، شاخص عدم تقارن درون كروموزومي و طول نسبي بازوي بلند داراي بار عامل منفي و بالا بوده و بيشترين نقش را در ايجاد اين عامل در بين جمعيتها داشتند. در عامل دوم صفات اختلاف دامنه طول نسبي، ضريب نامتقارن بودن بين كروموزومي داراي بار عمل مثبت و بالا بوده و طول نسبي كوتاهترين كروموزوم داراي بار عمل منفي و بالا بود. اين عامل بيشتر تحت تأثير شاخصهاي عدم تقارن بين كروموزومي(DRL, A2) بود. در عامل سوم صفات كروموزومي (TL, LA, SA) داراي بار عامل مثبت و بالا بودند. تجزيه كلاستر، با برش دندروگرام در فاصله (41/80) كه بين دو جمعيت برازجان و كرج بود، جمعيتها در سه گروه قرار گرفتند. بطوري كه 6جمعيت در گروه اول، دو جمعيت برازجان و كرج در گروه دوم و 8 جمعيت در گروه سوم قرار گرفتند. در اين بررسي كمترين فاصله اقليدسي (16/0) بين دو جمعيت نيشابور و همدان و بيش ترين فاصله اقليدسي (195) بين دو جمعيت اردبيل و برازجان بود. نتايج حاصل از تجزيه واريانس خوشه ها نشان داد كه جمعيتهاي اراك، مباركه، مركزي، نجف آباد، نيشابور، همدان در گروه اول از نظر صفت S(08/60) بيشترين مقدار را دارا بودند. جمعيتهاي برازجان و كرج در گروه دوم داراي بيشترين مقادير از نظر صفات (TL, LA, SA, CI, r, TF, AI) بودند. جمعيتهاي قرار گرفته در گروه سوم از نظر صفات (AR, DRL, A1, L) بيشترين مقادير را دارا بودند. از نظر صفت A2 (19/0)گروه دوم و سوم داراي مقدار يكساني بودند.