-
شماره راهنما
22386پ
-
پديد آورنده
حسيني نسب ماهونك، ليلا
-
عنوان
اسطورههاي همسان ايران و يونان: اسفنديار و آشيل
-
عنوان به انگليسي
SimilarMythsʹ of Iran and Greece: Esfandiãr and Achilles
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
ادبيّات فارسي
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1390
-
تاريخ دفاع
1390/11/29
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
162ص
-
استاد راهنما
محمّدي بدر، نرگس
-
كتابنامه
157-160ص
-
واژه نامه
155-156ص
-
توصيفگر فارسي
اسطوره، شاهنامه، ايلياد، اسفنديار، آشيل، مقايسهي تطبيقي
-
توصيفگر لاتين
Myth, Shahname, Iliad, Esfadiar, Achilles, Comparative Literature
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/مركز تهران جنوب
-
چكيده
ايلياد هومر يكي از سه حماسهي كهن جهان است (دو حماسهي ديگر: مهابهاراتا و شاهنامه). اين اثر در حدود هزار سال پيش از ميلاد مسيح سروده شده است. ايلياد در 24 بخش به شرحِ سالِ آخرِ نبردِ معروفِ تروا ميپردازد. نبرد تروا به اين دليل آغاز ميشود كه پاريس، شاهزادهي تروايي، هلن شاهزادهي زيباي يوناني و همسر منلائوس (شاهزادهي يوناني) را ميدزد و به تروا ميبرد. يونانيان براي پس گرفتن او وارد جنگي ميشوند كه ده سال به طول ميانجامد و با نابودي كامل اين شهر به پايان ميرسد. برخي ايلياد را سرگذشت خشم «آشيل» ميدانند. تتيس از ايزدبانوان يوناني است. او آشيل را در كودكي در رودخانهي به نام «استيكس» ـ كه دور تا دور جهان مردگان را فراگرفته است ـ فروميبرد و آشيل با اين كار رويينهتن ميشود. اما پاشنهي پاي او كه به هنگام فرورفتن در آب در دست مادر بوده، رويين نميشود و آسيبپذير ميمانَد. در سال آخر نبردِ تروا، پاريس تيري به پاشنهي پاي آشيل زده و او را ميكُشد. شاهنامهي فردوسي ديگر حماسهي نامدار جهان است. اين اثر را فردوسي در دهههاي پاياني سدهي چهارم هجري و در روزگار سلطهي غزنويان سروده است. داستان اسفنديار يكي از زيباترين داستانهاي موجود در اين حماسه است. اسفنديار شاهزادهي ايراني و فرزند گشتاسپ است. در روزگار گشتاسپ، زرتشت دعوت پيامبري خود را آشكار ميكند و خاندان گشتاسپ به او ميگروند. اسفنديار قسم ميخورد كه در راه اين آيين و گسترانيدن آن هر آنچه در توان دارد انجام دهد و دشمنان اين آيين تازه را از ميان بردارد. زرتشت اسفنديار را بنا به روايتي در آبي غوطهور ميكند و اسفنديار رويينتن ميشود امّا اسفنديار هنگام فرورفتن در آب، چشمانش را ميبندد و اين نقطه از جسم او آسيبپذير ميمانَد. بنا به روايتي ديگر زرتشت اناري به اسفنديار داده و او با خوردن آن رويينتن ميگردد. اسفنديار در زمان حياتِ پدرش تاج و تخت را از او طلب ميكند و گشتاسپ با اينكه در ظاهر ميپذيرد امّا در باطن راضي به سپردن پادشاهي به پسرش نيست. از همينرو هر بار با بهانهاي از سپردن قدرت به اسفنديار طفره ميرود. در نهايت به اسفنديار ميگويد بايد به سيستان بروي و رستم را دستبسته به درگاه من بياوري. رستم از دستبستهشدن ننگ دارد و تن به جنگي ناگزير با اسفنديار ميدهد. در اين نبرد رستم كه ابتدا شكست ميخورد، در عاقبت با راهنماييهاي سيمرغ تيري از چوب گز كه در آتش راست شده و در آبِ رَز خوابانده شدهاست، به چشمان اسفنديار نشانه ميرود و او را ميكشد. در اين پژوهش پس از بررسي داستان آشيل و اسفنديار بر اساس دو منبع اصلي بالا، و همچنين رجوع به منابع ديگر، اين نتيجه حاصل شده است كه ميان دو شخصيت «آشيل» و «اسفنديار» و همچنين ميان دو داستانِ «ايلياد» و «شاهنامه» (جلد ششم كه داستان اسفنديار است) شباهتهاي فراواني وجود دارد. بر پايهي همين يافتهها مقايسهاي تطبيقي ميان اين دو شخصيت اسطورهاي و حماسي شده است و وجوه مشترك آنها نشان داده شده است.
-
تاريخ نمايه سازي
1395/08/09
-
شماره ركورد
36161
-
لينک به اين مدرک :