بررسي نشانه هاي زيبايي شناختي معشوق در شعر فارسي از مشروطه تا دهه 40 شمسي
عنوان به انگليسي
The study of aesthetic characters of beloved in Persian poem from mashrute to 1340 (Bahar, Aref, Eshghi, Nima, Sohrab, Shamloo, Ebtehaj, Monzavi, Forooq).
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور اصفهان
سال تحصيل
1394
مشخصات ظاهري
255ص.
استاد راهنما
آقابابايي خوزاني ، زهرا
استاد مشاور
ايرج پور ، محمّد ابراهيم
كتابنامه
238-241
توصيفگر فارسي
جمال شناسي، معشوق، شعر مشروطه، شعر معاصر
چكيده
عصر مشروطه و دوره ي پس از آن، در باب توصيف معشوق، متفاوت از يكديگر به نظر ميرسند. در هر يك پاره اي از صفات جمال، منسوخ و برخي ديگر برجسته ميشوند؛ حتّي گروهي از توصيفات كه تا پيش از آن معمول و مرسوم نبوده اند جاي خود را در جمال شناسي معشوق باز مي-كنند. به طور نمونه "خال" كه در گذشته از نشانه هاي برجسته ي زيبايي به حساب مي آمده است، با گذشت زمان محبوبيّت خود را از دست داده است و يا "دست" كه پيشتر نقش چنداني در زيبايي شناسي نداشته، امروزه جايگاهي خاصّ دراين حوزه يافته است.
حال بايد پرسيد كه چه عاملي سبب اين تغيير در توصيف جمال شده است؟ معيارهاي زيبايي در خوبرويان شعر مشروطه و معاصر كدامند؟ آيا اين معيارها جامع و كلّي بوده يا از ديد هر شاعر، زيبايي ملاك هاي خاص و منحصر به همان شاعر را دارد؟ آيا عوامل بيروني نظير محيط اجتماعي و يا رويدادهاي تاريخي بر نگرش زيبايي شناختي شعرا تأثيري داشته اند؟ در اين رساله بر آنيم تا با بررسي شباهتها و تفاوتها در نگرش شاعران و به تبع آن در توصيفات جمال شناسانه، عوامل مؤثر بر اين تفاوتها را كشف نموده و جايگاه معشوق در اين دو دوره ي خاص تاريخي را بيابيم.