چكيده
در رسالۀ حاضرجايگاه سيستان و پهلوانان آن در آثار منظوم فارسي از آغاز تا پايان قرن پنجم مورد بررسي قرار گرفته است تا جايگاه سيستان و پهلوانان آن در ادبيات فارسي مشخص شود. با بررسي متون منظوم فارسي به روشني مي توان نفوذ سيستان و پهلوانان آن را در آثار كلاسيك مشاهده كرد؛ زيرا نقش اصلي روايات ملي در آثار حماسي بر عهدۀ پهلوانان سيستاني است. در رسالۀ حاضر، نقش و حضور سيستان و پهلوانان سيستاني در آثار شاعران تا پايان قرن پنجم به صورت مجمل و در شاهنامۀ فردوسي به صورت مفصّل و با تعمق بيشتر بررسي گرديد و هر كدام به صورت جداگانه طبقهبندي و توضيح وتشريح شد. پس از بررسي و مطالعهشاهنامۀ فردوسي و حماسههاي پس از شاهنامه، چون برزونامه، بهمننامه و گشتاسبنامۀ دقيقي طوسي، به واسطۀ نيازشان به روايات ملي، پهلوانان سيستاني در آنها نقش اساسي دارند و پس از اين آثار، در ديوان شاعراني چون رودكي، عنصري، فرخي، ناصرخسرو، منوچهري و كسايي ميتوان نام و نشاني از سيستان و پهلوانان آن يافت كه بيانگر توجه شاعران به پهلوانان حماسههاي ايراني است. نكتۀ جالب توجه اينكه شاعران يادشده اغلب پهلوانان سيستاني را در شعر خويش به صورت نمادين بهكار بردندو با ممدوح خويش مقايسه كردند. از اين ميان، تنها ناصرخسرو به پهلوانان سيستان از ديد عبرت انگيز بودن نگاه كرده و از ايشان براي بيان آموزههاي تعليمي استفاده كرده است و گاهي پهلوانان سيستان از جمله رستم، كاركردي منفي و يا نفساني دارند.