-
شماره راهنما
407پ
-
پديد آورنده
حسيني ، فاطمه
-
عنوان
اتحاد و تغاير صفات الهي در نهجالبلاغه و مقايسه آن با آراء معتزله و اشاعره
-
عنوان به انگليسي
The Unity and Difference of God’s Attributes in Nahj Al-Balaghah (The Peak of Eloquence) And Its Comparison with the Ideas of Mu’tazilah and Ashaerah
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه و كلام اسلامي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور اصفهان
-
سال تحصيل
1394
-
تاريخ دفاع
ندارد
-
وضعيت پايان نامه
ندارد
-
مشخصات ظاهري
153ص.
-
استاد راهنما
گلي ، اكبر
-
استاد مشاور
جلالي ، عليرضا
-
كتابنامه
135-138
-
توصيفگر فارسي
صفات الهي، اتحاد، مغايرت، نهجالبلاغه، معتزله، اشاعره
-
توصيفگر لاتين
Godʹs attributes - Unity – Difference - Nahj Balaghah - Muʹtazila - Ashʹarite
-
چكيده
از ديدگاه نهجالبلاغه صفات الهي عين ذات او ميباشند، بدين معنا كه صفات اگر چه از جهت لفظ و مفهوم با يكديگر و با ذات حق متغايرند، ولي از جهت مصداق و انطباق عين يكديگرند، يعني همان عينيت صفات با ذات.گروهي از معتزله منكر صفات خداوند هستند و هر گونه صفت را از او نفي مي-كنند و معتقد به تعطيل صفات هستند بدين معنا كه شناخت صفات خداوند براي ما(انسان¬ها) امكان¬پذير نيست و ما صرفا بايد به آن¬ها معتقد باشيم.گروهي ديگر از معتزله مانند ابوالهذيل علاف و پيروان او درباره صفات عقيده داشتند كه صفات خداوند چيزي وراي ذات او نيست. ابوالهذيل ميگفت: خداوند عالم به علم است و علم او ذات اوست و قادر به قدرت است و قدرت او ذات او است. حيّ به حيات است و حيات او نيز ذات اوست. او اين صفات را سلبي ميپنداشت و مقصود او اين است كه خداوند را بدين صفات جز به سبيل سَلب نميتوان وصف كرد. پس وقتي كه ميگوييم كه خدا عالم است، معناي آن اين است كه او قطعاً جاهل نيست. گروهي ديگر از معتزله مانند ابوعلي جبائي و پيروان اوعقيده به نظريه نيابت ذات از صفات داشتند. از نظر ابوعلي نيابت ذات از صفات بدين معني است كه صفات اموري زائد بر ذات نيستند، و عالم بودن خداوند مقتضي صفت علم يا حال عالميت نيست بلكه همان ذات، علم هم هست و به عبارتي ذات نائب مناب صفت علم است. گروهي ديگر از معتزله مانند ابوهاشم و پيروان او بر اين عقيده بودند كه صفات الهي را پذيرفتند، ولي آنها را احوال دانست. ابوهاشم عقيده داشت كه عالم بودن خدا به معناي اثبات حالتي به نام علم است و "حال" صفتي است كه نه موجود است و نه معدوم، نه معلوم است و نه مجهول، يعني حال به تنهايي قابل شناخت نيست بلكه هميشه همراه با ذاتي شناخته ميشود. اشاعره معتقد بودند كه صفات خداوند زائد بر ذاتش ميباشد. يعني صفات خداوند چيزي جداي و غير از ذات اوست، اشاعره همچنين معتقد به تشبيه صفات هستند يعني صفات خداوند شبيه صفات موجودات(ممكنات) مي باشد. معتزله كلام خدا (قرآن) را حادث و مخلوق ميدانستند ولي اشاعره آن را قديم و ازلي. معتزله منكر رؤيت خداوند در آخرت بودند ولي اشاعره آن را در آخرت شدني و ممكن ميدانستند.
در خطبه اول نهج¬البلاغه آمده كه خداوند خالق اشياء است و او تنها ذات ازلي و قديم است كه هيچ وجه تشابه و سنخيتي با اشياء ندارد، معتزله و اشاعره نيز متفق بودند كه خداوند قديم و ازلي است و همچنين جهان هستي محدثي دارد كه با علم و قدرت خود آن را ايجاد كرده است.
اختلاف نظر اساسي اين است كه معتزله قائل به تعطيل صفات هستند اما اشاعره صفات را زائد بر ذات ميدانند و اماميه(نهج¬البلاغه) قائل به عينيت صفات با ذات هستند. با توجه به بيانات امام علي (ع) در نهجالبلاغه آراء معتزله و اشاعره در مبحث صفات خداوند قابل نقد و بررسي ميباشد.
-
تاريخ نمايه سازي
1395/5/10
-
شماره ركورد
33268
-
لينک به اين مدرک :